تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
آورده به آرد خاك مىآميختند . صور اسرافيل اين را عنوان كرده يك « چرند و پرندى » نوشت . چنان كه گفتيم از چندى باز ، در مجلس گفتگوى فروش دختران قوچان بميان آمده بود و دار الشورى مىكوشيد كه آن دخترها را بازگرداند ، و آصف الدوله فرمانفرماى خراسان كه اين گناه به گردن او انداخته ميشد بتهران خوانده شده و دار الشورى او را بباز خواست و داورى كشيده و داستان را سخت دنبال مىكرد . رويهمرفته بازگردانيدن دختران قوچانى يكى از آرزوهاى آزاديخواهان شده بود . صور اسرافيل درباره آن ، گفتارى برويه پييس نوشت و شعرهاى سادهء هناينده‌اى از زبان دخترها ساخت :
هفده و هجده و نوزده و بيست * اى خدا كسى فكر ما نيست
چنان كه گفتيم جنبش مشروطه در آغاز برخاستن خود ، بيش از همه . رويه و رنگ « شريعت‌طلبى » مىداشت تا كم‌كم رنگ و رويه « ميهن‌پرستى » گرفت . اين دو رنگى در روزنامه‌ها نيز پديدار بود ، و روزنامه صور اسرافيل از گام نخست اين رويه نوين را ميداشت و نويسندگان آن آگاهى نيكى از تاريخ اروپا و كشورهاى آنجا ، از خود نشان ميدادند و بر سر همين نوانديشى ، دشمنيها با وى پديد آمد ، تا آنجا كه شادروان طباطبايى از آن آزردگى نمود ، و يك بار نيز با دستور وزير علوم جلوگيرى از بيرون آمدن آن شد ، ولى دوباره راه آن را باز نمودند و صور اسرافيل ميبود تا داستان توپ بستن بدار الشورى پيش آمد و ما سرگذشت ميرزا جهانگير خان و ديگر نويسندگان آن را خواهيم آورد . در نه ماهه نخست جز از تبريز و تهران ، دو روزنامه بيشتر پديد نيامد : يكى « فرودين » ارومى بود كه نوشتيم ، و ديگرى « جهاد اكبر » اسپهان بود كه ميبايد آن را هم نام بريم . تا آنجا كه ما ميدانيم در شهرهاى ديگر از شيراز و همدان و مشهد و رشت و مانند اينها ، در اين نه ماه روزنامه‌اى نوشته نشده . پايان جلد اول