« چند روز قبل جناب آقاى ثقة الاسلام و جناب آقاى حاجى آقا نور اللّه تشريف برده بودند در سده به جهت تمشيت مجلس آنجا . شخصى از آقايان محترم آنجا خواب ديده بود حضرت حجت عجل اللّه تعالى فرجه را كه خلاصه جواب اينست كه حضرت به آن آقا فرموده بودند فرزند بگو بمردم مجلس مشروطه را يارى كنيد . بهرحال آقا خواب خود را بمردم سده فرموده بودند از قرار مذكور هفت صد نفر از جوانهاى رشيد سده اسم خود را به ثبت دادهاند كه لباس مخصوصى بپوشند با نشان مجلس ، سربازهاى فدايى مجلس بوده باشند و فعلا در تهيه نشان ساختن هستند و نيز از قرار مذكور روى نشانهاى آنها نوشته است « سرباز فدوى مجلس مقدس » و هر پنجاه نفر يك رييس براى خود معين نمودهاند و روى نشان رييس آنها اين شعر نوشته شده .
فداى مجلس ملى و حكم نور اللّه * اقول اشهد ان لا إله الا اللّه .
فزونى دبستانها
مىبايد در اينجا چند سخنى هم از دبستانها و روزنامهها نويسيم .
گفتهايم از كارهاى اروپايى ، اين دو پيش از مشروطه ، بايران رسيده و رواج يافته بود ، و پيداست كه پس از مشروطه رواج آنها بيشتر گرديد .
بدبستانها مردم بيشتر روآوردند ، و از اينهنگام بود كه گفتگو از درس خواندن دختران و باز شدن دبستانها براى آنها نيز بزبانها افتاد ، و چون هنوز دوتيرگى بميان نيفتاده و شور مشروطهخواهى زورآور ميبود كمتر كسى دشمنى مييارست .
گذشته از شهرهاى بزرگ ، در شهرهاى كوچك از مراغه و مرند و مانند آنها ، دبستانها برپا گرديد . در قاين كه يك آبادى كوچك و دور افتادهايست شوكت الملك حكمران آنجا دبستان آبرومندى بنياد نهاد و آموزگاران از تهران خواست .
در تبريز در اينباره هم شور بسيارى برخاسته و سران آزادى يكى از كوششها كه به خود بايا ميشماردند بنياد گزاردن دبستانها ميبود . از پيش از مشروطه در اينجا جز دو يا سه دبستان باز نمانده و آنها نيز رونقى نميداشت ، و با آنكه بدبستان يك تبريزى رواج داده بود تبريز را بهره كمى از آن ميبود . پس از مشروطه بفزونى آنها كوشيدند .
در بيشتر كويها ده يا دوازده تن از شناختگان و توانگران دست بهم ميدادند و سرمايهاى از خودشان و از ديگران گرد آورده و دبستانى براى آن بنياد مىنهادند كه ماهانهء آموزگاران و ديگر دررفتها را ميپرداختند و از هرباره نگهدارى و راهبرى مينمودند . از اين گونه دبستانها بسيار بنياد يافت و در هر يكى شاگردان فراوان گرد آمدند .
چنان كه گفتهايم مردم از سادگى ارج بيش از اندازه به آنها داده و اميدهاى بى جا بدرس خواندن جوانان ميبستند . در اينجا هم در پايان سال ، در هر دبستانى جشن با - شكوهى ميگرفتند كه انبوهى از پيشروان آزادى و سران ادارهها و ديگران را مى - خواندند ، و پس از نمايشهايى از سرود و موزيك و سخنگويى مانند اينها ، پولهايى بنام