تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
از شهرهاى ديگر ، رشت و انزلى و قزوين به تبريز نزديك بود . در رشت در آغاز پيش‌آمد آشفتگيهايى پيدا شد . ولى زود از ميان رفت و در آنجا نيز جنبش و كوشش به راه خود افتاد و ما خواهيم پ 76 ملا حمزه خيابانى ديد كه در پيش‌آمدهاى آينده ، گيلان هميشه همدست آذربايجان مىباشد . از قزوين شور و خروش بسيارى ديده نمىشد . ولى از پيش‌آمدهاى آينده خواهيم ديد كه جنبش در آنجا هم به راه خود بوده . اما از اينسوى در تهران و ديگر شهرها جنبش گونه ديگرى پيدا كرده ، و در سايه سستى خويها و كمى آگاهيها و نبودن پيشروان دلسوز ، بجاى كوشش ، همه خود - نمايى و يا آشوبكارى از مردم ديده ميشد . تهران با آنكه پيش افتاد و جنبش را پديد آورد ، خود آن را پروردن نتوانست . تهرانيها از سست‌خويى همه بنمايش ميپرداختند و جنبش در اينجا بيش از همه ، خودنمايى و رويه كارى مىبود . در آغاز جنبش كه تازه فرمان مشروطه داده شده بود در اينجا شبنامه‌نويسى رواج بىاندازه ميداشت كه صدها كسان به آن ميپرداختند و آنچه از خشك و تر ميدانستند به روى كاغذ آورده پراكنده ميساختند . بسيارى از ايشان به پيشگامان جنبش از دو سيد و ديگران رشك برده نكوهشها مىنوشتند و يا بايشان راهنمايى مىكردند . مشروطه كه يك چيز