تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
نتيجه پيشرفت مشروطه سود و زيان توده انبوه با ملايان و ديه‌داران جدا ميگرديد . بويژه در تبريز كه شور آزاديخواهى بيش از همه‌جا كارگر ميبود . كنون ملايان مىبايست يا آزادگى نمايند و با مردم همدستى كنند ، و يا از مشروطه - خواهى كناره گيرند و دربند سود خود پ 71 آقا كريم اسكندانى باشند . مجتهد و ديگران اين دوم را برمىگزيدند . چنان كه ديديم در اين پيش‌آمد ميرزا صادق و ديگران هم ، از مردم روگردانيده از شهر بيرون رفتند . اينان دلسوزى بحاجى ميرزا حسن نمىنمودند . آقا ميرزا صادق ساليان دراز با حاجى ميرزا حسن همچشمى و دشمنى نموده و يكديگر را « كافر » خوانده بودند ، و هنوز آن دشمنى در ميانشان پايدار ميماند . اين رو گردانيدن و بيرون رفتن از شهر ، جز براى كناره‌گيرى از مشروطه و بازگشتن بشيوه كهن ملايى نبود . اينست با آنكه انجمن كسانى پى آنان فرستاد كه با شكوه و پاسدارى بشهرشان آوردند ، باز دل با مشروطه پاك نكردند و از همان زمان رفتار ديگر گردانيده در نهان و آشكار بدشمنى كوشيدند . آرى اين زمان هنوز بسيارى از پيشنمازان ( يا ملايان كويها ) با آزاديخواهان ميبودند و چنان كه ديديم ، در اين پيش‌آمد بيش از همه ايشان پا در ميان داشتند . نيز حاجى ميرزا ابو الحسن انگجى كه يكى از مجتهدان شمرده شدى ( بالا مجتهد ) با آزاديخواهان مانده ، و پس از رفتن مجتهد و كناره‌گيرى ديگران ، ميدان براى او باز گرديد . چيزى كه هست همهء اينها جز چندگاهه نميبود . همان پيشنمازان نيز كم‌كم و يكايك كناره گرفتند ، و نماند در ميان مشروطه‌خواهان مگر آنان كه بيكبار از پيشه ملايى و از درآمد و شكوه آن چشم پوشيدند ، و يكسره بآزاديخواهان پيوستند . همان حاجى ميرزا ابو الحسن نيز با آنكه تا چندى گشاد و بست بسيارى كرد و در سايه پشتيبانى آزاديخواهان شناختگى يافت باز از پيشه خود دست بردارى نتوانست ، و پس از زمانى او نيز كناره گرفت و خواهيم
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 247 | احمد كسروى تبريزى