گرفت ، و با دست تفنگچيان ديگر را هم نشان داد . سپس با آواز بلندترى چنين گفت :
« ما حاضريم سر هركس را ميخواهيد الآن بريده بياوريم . آقايان حكمش را بدهند تا هر كجا كه هستند پيدا كنيم و بكشيم . . . » از اين گونه سخنان پياپى مىگفت و خواستش شورانيدن تفنگچيان و ديگران مىبود .
در اين نشست گذشته از سران پيشهوران كسانى از مجاهدان نيز مىبودند كه بودن نشست را شنيده و براى جستجوى آگاهى آمده بودند ، و همگى مىدانستند كه گوشه سخن اسماعيلخان بايشان است . ولى چون تهيدست و اندك ميبودند پاسخى نمىيارستند . ولى آقا كريم كه از سران مجاهدان بشمار ميرفت خاموشى نتوانسته بپاخاست و رو باسماعيلخان گردانيده چنين گفت : « چه داد و فرياد ميكنى . ملت از توپ و تفنگ دولت نترسيد و حقوق خود را گرفت . تو اكنون ميخواهى با چند تن تفنگچى مردم را ترسانيده مفسده برپا كنى ؟ . داد و فرياد لازم نيست . صبر كن هرچه آقايان حكم كردند آنطور رفتار خواهد شد . »
اين دليرى او ارج داشت و از تندى بدخواهان كاست . سران پيشهوران و مجاهدان چون از راز كار آگاه شدند و جايى براى پاسخ دادن و ايستادگى نمودن نميديدند يكبهيك از نشست بيرون رفتند . مجتهد درخواست خود پافشارى مينمود ، و سرانجام فرمانى بنام انجمن دربارهء بيرون گردانيدن آن چهار تن نوشته و با مهر انجمن مهر كرده و رفيع الدوله بيگلربيگى را به آنجا خواسته و نوشته را بوى دادند كه تا فرورفتن آفتاب آن كسان را بيرون كند .
بدينسان نشست را بپايان رسانيدند ، و چون كارى بود كه بدرخواست مجتهد و در خانه او ، و بنام انجمن كرده و از آنسوى نظام الملك را پشتيبان خود ميداشتند جز پيشرفت و فيروزى گمان ديگرى نميبردند .
ولى در بيرون همين كه آگاهى پراكنده گرديد آزاديخواهان بهم برآمدند و بشور و غوغا برخاستند ، و باندك زمانى بازارها را بسته رو بسوى انجمن آوردند و چون آنجا را تهى يافتند در زمان كسانى را براى آوردن پيشنمازان ( كه هنوز از مشروطه برنگشته بودند ) فرستادند همچنين جستجوى نمايندگانى كه هوادار خود ميشناختند كردند .
سران پيشهوران را يكايك گرد آوردند . چون گفته ميشد بيگلربيگى فراشها به خانه ميرزا على فرستاده كه او را بيدرنگ بيرون كنند يكدسته آهنگ آنجا كرده فراشان را از خانه بيرون گردانيدند . از اينسوى چون نمايندگان گرد آمدند از ايشان ببازخواست پرداختند كه چرا در بيرون از انجمن و به خواهش اين و آن ، بفرمان بيرون كردن كسانى دستينه نهادهاند ، و چنين گفتند : انجمن پناهگاه توده است اگر خواسته مىشود كسى را از شهر بيرون كنند بايد در اينجا بگناهش رسند و پس از آن بيرونش كنند ، اين چند كس كه دستور بيرون كردن آنان را دادهايد آيا چه گناهى
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢٤٣