تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
در سال گذشته در خراسان ملخ‌خوارى شده و كشتها بار نداده بود مردم بشاه نامه نوشته و دادخواهى كردند و شاه گفت كسى پ 66 سيد اكبر شاه براى بازرسى فرستاده شود . ولى عين الدوله گوش نداد و آصف الدوله و كاركنان او فشار آورده ماليات خواستند و مردم ناگزير شده دختران خود را فروختند كه تركمانها خريدند . ديگر آنكه سالار مفخم بجنوردى از سوى دولت براى جلوگيرى از تاخت و تاراج تركمانها ميبود و سالانه پولى از آن باره ميگرفتى . ولى آصف - الدوله آن پول را بريد و او نيز تركمانان را برانگيخت كه به خاك قوچان ريختند و پس از كشتار و تاراج شصت تن كمابيش از زنان و دختران را دستگير كرده با خود بردند و در عشق‌آباد فروختند . در پايان اين گفتگوها مجلس پافشارى نمود كه آصف الدوله ببازپرس و داورى كشيده شود . پسر سپهدار كه در تنكابن آن دژرفتارى را كرده بود او را از آنجا برداشتند . در قزوين دو تن نماينده براى مجلس برگزيده شده ، ولى چون دو تيرگى در ميان بود دسته ديگر در شاهزاده حسين گرد آمده و بآشوب برخاسته و از روانه گردانيدن آنان جلو ميگرفتند . مجلس تلگراف فرستاد و آشوب را فرونشاند و دو تن نماينده ، كه شيخ حسين شهيدى و ميرزا حسين طبيب مىبودند بتهران آمده به كار خود پرداختند . در رشت انجمن برپا گرديده ، ولى يكدسته از بدخواهان بدشمنى برخاسته و آشوب مينمودند و آنان هم انجمن ديگرى برپا كرده بودند كه سپهدار حكمران آنجا پشتيبانى نشان ميداد . انجمن تبريز و دار الشورى با تلگراف ياورى از انجمن آزاديخواهان نمودند و پس از كشاكشهاى بسيارى در آنجا نيز آزاديخواهان فيروز گرديدند . ظل السلطان كه از زمان ناصر الدينشاه فرمانرواى اسپهان و آن پيرامونها بوده و در آنجاها سراها ساخته و ديه‌ها خريده و ريشه سختى دوانيده بود ، بانگيزش آقا نجفى و ديگران ، اسپهانيان برو شوريده و برداشتن ويرا ميخواستند ، و چون از تهران درخواست