تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
را از آن خود ميشمردندى . در اينجا نيز فزونى در ميان ميبود . زيرا بيشتر ديه‌ها زمان به زمان آبادتر گرديده و مالياتش فزونتر شده بود ولى فزونى را نيز تيول‌داران گرفتندى . كمسيون چنين نهاد كه تيول بيكبار برانداخته شود و همه آن مالياتها به حساب دولت درآيد ، و به آن كسان از صندوق ماهانه يا سالانه داده شود . 3 ) برانداختن تسعير . چگونگى آنكه يك بخش ماليات ديه‌ها غله بودى كه مىبايست سالانه بانبار دولت بفرستند . ولى از ساليان دراز چنين ميبود كه بهاى آن را بدولت ميپرداختند . از اينجا نيز فزونى پيدا ميشد . زيرا آنان كه در زمان بسيار پيشترى اين را با دولت نهاده و بهاى كمى براى غله گفتگو كرده بودند هميشه بهاى كم آن زمان را مىپرداختند در حالى كه بهاى غله اكنون پنج يا شش برابر آن گرديده بود . اين سه زمينه در مجلس در چند نشست بگفتگو آمد ، و نخست كسانى خرده‌هايى مىگرفتند و ناخشنوديهايى مينمودند . ولى چون گفتگو شد و زمينه روشن گرديد همه را پذيرفتند . ولى اين پيش‌آمد يك نتيجه ديگرى نيز درپى خواستى داشت ، و آن اينكه يكدسته از مفتخواران را از توده جدا گرداند . زيرا همه ديه‌داران و تيول‌داران و حكمرانان از آن خواستندى رنجيد ، و خواهيم ديد كه از اين راه چه دشمنيها پديد آمد و چه كينه‌ها رخ داد .

نخستين كابينه قانونى

يك پيش‌آمد ديگرى در همانروزها كناره‌جويى مشير الدوله صدر اعظم بود . دانسته شد بهرچه كناره جست . آيا خود خواست يا محمد عليميرزا نخواست . پس از كناره‌جويى او يك كابينه‌اى بدانسان كه خواست مجلس بود و انجمن تبريز همچنان در درخواست آن پافشارى نشان داده باز يادآوريها مينمود پديد آمد . بدينسان كه همه كارها و اداره‌هاى دولتى را بهشت بخش گردانيده و هشت وزارتخانه پديد آوردند . اداره‌هاى تلگراف و تذكره و صندوق ماليه كه از دست نوز گرفته شده بود هر يكى بوزارت خانه ديگرى داده شد . هشت وزير برگزيده گرديده ، و چون ميبايست بمجلس شناسانيده شده و هر يكى پاسخ دهى را به گردن گيرد ، روز پنجشنبه بيست و نهم اسفند ( 6 صفر 1325 ) بمجلس آمدند ، و چون صدر اعظم يا سروزير در ميان نمىبود وزير داخله آنان را بشناسانيد ، بدينسان : نايب السلطنه وزير جنگ ، فرمانفرما وزير عدليه ، علاء السلطنه وزير امور خارجه ، وزير افخم وزير داخله ، ناصر الملك وزير ماليه ، مخبر السلطنه وزير علوم و معارف ، مهندس الممالك وزير فوايد عامه ، وزير همايون وزير تجارت . چنين گفته شد چون وزير جنگ خود ناخوش بوده و بمجلس نتوانسته بيايد دبير الدوله بعنوان دستيارى او آمده . راستى اين بود كه نايب السلطنه ميخواست دست از وزير جنگى برندارد ، از يكسو هم آمدن بمجلس را كمى خود ميشمرد و به اين بهانه دست مييازيد .