تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
ايران چرا از خارجه قرض مىكند . مگر ما مرده‌ايم ؟ ! من يك زن رخت‌شورى هستم به سهم خود يك تومان مىدهم . ديگر زنها نيز حاضرند » . از اين گونه نمايشها بسيار رو - ميداد . ملايان كه بچنين كارها كمتر درآمدندى آنان هم همراهى مينمودند . حاجى شيخ - فضل اللّه دويست تومان به گردن گرفت . حاجى ميرزا ابو القاسم امامجمعه كه چنان كه گفتيم بدشمنى با مشروطه شناخته گرديده و ميان مردم بدنام شده بود فرصت يافته بمجلس نامه‌اى نوشت و همراهى با توده نموده پنج هزار تومان به گردن گرفت . راستى را مردم تكان خورده و دلها پر از سهش گرديده بود ، و انبوه مردم با اميد و آرزوى سرشارى به كار برخاسته ميخواستند نيك شوند ، و بپيشرفت و نيرومندى كشور كوشند و در سايه اين جنبش و تكان همگانى خودخواهيها و هوسها در دلهاى كسانى ناتوان گرديده و اينان نيز خواه و ناخواه بهمراهى ميگراييدند . جز از درباريان كهن‌كار تيره درون كه همچنان مىايستادند ديگران همگى تكان خورده بودند . اينها در تهران بود . براى همبازى شهرهاى ديگر ، بازرگانان بنيادگزار بتلگراف - خانه رفتند و بازرگانان آنها را بتلگرافخانه خواستند ، و با هر دسته‌اى جداگانه گفتگو كردند و از همگى نويد همراهى شنيدند . تبريزيان درباره بانك همراهى نشان داده ولى درباره وام دادن بدولت بپاسخ سنجيده ديگرى برخاستند كه خواهيم آورد . گذشته از شهرهاى خود ايران ، از قفقاز و هندوستان و استانبول ، ايرانيان همراهى نشان دادند ، تا چندى در همه جا گفتگوها و كوششها مىرفت و ما نتيجه را خواهيم آورد . در اين هنگام در مجلس « 1 » گفتگوى « نظامنامهء اساسى » ( قانون اساسى ) نيز در ميان ميبود ، نسخه‌اى را كه آماده گردانيده و براى دستينهء شاه فرستاده بودند بازگردانيدن آن را خواستار ميشدند ، و چون درباريان ناخوشى شاه را بهانه كرده و آن را نگه‌داشته و باز
هامش
( 1 ) - پيكره 51 نشان ميدهد نمايندگان تهران را در مجلس يكم . نامهاى آنان بدينسانست : شانزده تن كه در جلو ، روى زمين نشسته‌اند ( از سمت راست به چپ ) : 1 ) ميرزا محمود كتابفروش 2 ) حاجى ميرزا احمد زرگر باشى 3 ) حاجى محمد تقى بنكدار 4 ) ارباب جمشيد 5 ) حاجى شيخ اسماعيل بلورفروش 6 ) حاجى سيد محمد ساعتساز 7 ) حاجى معين التجار 8 ) اسد اللّه ميرزا 9 ) حاجى محمد باقر صابونى 10 ) استاد غلامرضا يخدانساز 11 ) حاجى على اكبر پلوپز 12 ) حاجى عبد الوهاب كلاهدوز 13 ) ميرزا حسينقلى سيگارى 14 ) شيخ حسينعلى 15 ) شيخ حسين 16 ) مشهدى باقر بقال . بيست تن كه روى صندلى نشسته‌اند : 1 ) حاجى محمد ابراهيم وارث 2 ) حاجى محمد على شالفروش 3 ) حاجى سيد محمد صراف 4 ) حاجى سيد ابراهيم 5 ) مرتضوى 6 ) حاجى امين الضرب 7 ) حاجى محمد اسماعيل 8 ) ميرزا طاهر 9 ) وثوق الدوله 10 ) آقا ميرزا محسن 11 ) صنيع الدوله 12 ) سيد محمد تقى هراتى 13 ) حاجى سيد محمد باقر 14 ) حاجى سيد آقا تير فروش 15 ) يحيى ميرزا 16 ) عظيم الملك 17 ) سيد حسين بروجردى 18 ) سيد مهدى 19 ) سيد مصطفى 20 ) فتحيه « ؟ » . يازده تن كه پشت سر ايستاده‌اند : 1 ) حاجى ميرزا ابراهيم خان خياط 2 ) مخبر الملك 3 ) ملا حسن وارث 4 ) دكتر سيد ولى اللّه خان 5 ) صديق حضرت 6 ) حاجى محمد تقى شاهرودى 7 ) سيد الحكماء 8 ) حسنعلى خان 9 ) حاجى عباسعلى نانوا 10 ) استاد حسن معمار 11 ) محقق الدوله .
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 182 | احمد كسروى تبريزى