تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
قدرى از شب گذشته آغاز جنگ شد شعلهء توپ و تفنگ سطح زمين را قرينهء كرهء اثير گردانيد و خرمن‌سوز اعمار برنا و پير گرديد . فردوسى :
بجنبيد دشت و بتوفيد كوه * ز بانگ دليران هردو گروه درخشان بگرد اندر آن تيغ تيز * تو گفتى برآمد همى رستخيز
عاقبت آن گروه بدعاقبت رو به هزيمت نهاده به شهر درآمدند . هر دو سنگر به تصرف لشكر دشمن شكر برآمد ، جمعى كثير از شمخالچيان اسير كمند تقدير گرديد اعيان و نام بردگان شهرى مجدد متفق و ممهد در سپردن شهر گرديده ، آقا بابا خان فراشباشى سالار و بيگلربيگى هزاره و بهادر خان جامى با جمعى ديگر از سركردگان نامى عباس قليخان دره جزى را با خود يار و سامخان ايلخانى را از اطاعت خود اخبار نمودند . مشار اليه از اميرزاده حسام السلطنه اطمينان تمام حاصل نموده خود به حوالى دروازهء نوقان شتافته عباس قليخان را بعهد و پيمان اطمينان داد . روزانهء ديگر ايلخانى و صمصام خان و چراغعلى خان و عباسقلى خان كرد جهان بيگلو و حسين پاشا خان به دروازهء نوقان رفته با عباسقلى خان دره جزى و ساير رفقاء آن ملاقات نموده سخن بر اين نهادند كه سالار بدون عيال و تبار به هرسو كه خواهد بدون تعرض رهسپار شود ، ساير از اصاغر و اكابر در امان خداوند قادر و حراست شاهنشاه قاهر باشند . پس از امضاى حسام - السلطنه سوگند به كلام خداوند در ميان نهاده مجتمعا در اردو شرفياب خدمت حسام - السلطنه شده شب را در اردو به سر برده على الصباح همگى مخلع و خشنود قرين فوز و فلاح مراجعت به شهر نمودند . بامداد روز ديگر كه نهم جمادى الاولى بود صمصامخان و چراغعلى خان با توپ و سرباز به محافظت دروازهء نوقان و بالا خيابان شتافته به تصرف درآوردند . سالار با دو پسر و برادر و معدودى چاكر به آستان مباركهء روضهء رضويه عليه - السلام پناه برد . رجب مروى به ذيل حمايت ايلخانى گرائيد چون از استخلاص خويشتن يأس تمام داشت به گلولهء تپانچه خود را به قتل رسانيد . حسام السلطنه چراغعلى خان را با جمعى به احضار سالار مأمور گردانيد ، مشار اليه احترام بارگاه عرش اشتباه را شفيع خواست . چراغعليخان قبايح اعمالش را شمردن گرفت و گفت : هيهات ، هيهات « من يزرع
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 83 | محمد جعفر خور موجى