مخاصمت روى داده بيست و دو نفر از طرفين به قتل رسيدند . خان والى اهالى خواجه - لو را مقصر فهميد . طايفهء شاهسون را به تنبيه ايشان مأمور گردانيد اموال و اثقال آن طايفه به معرض نهب درآمده اكثرى از ايشان محبوس گرديد . پس به استشفاع جمعى از محترمين استخلاص و رهايى يافتند و همچنين اسكندر خان شاهسون را گوشمالى بليغ داده ؛ كذلك ساير اشرار و مفسدين و قاطعان طريق را به تنبيه و سياست رسانيد اموالى كه در زمان ماضى از ضعفا و ملهوفين به سرقت رفته بود به اضعاف مضاعف بازيافت و به صاحبانش مسترد ساخته آنها را و خدا را از خود راضى گردانيد .
ذكر حقايق اخبار سال هزار و دويست و شصت و شش ، سال دوم جلوس شاهنشاه رؤف حليم « ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ » *
چون به نهجى كه در وقايع سال قبل تحرير يافت ، سالار دست اميد خود را از حبل المتين اين دولت پايدار بالمره گسيخته يافت ؛ به ترتيب بروج و استحكام حصار پرداخته با اهالى مشهد مقدس و تركمانان سرخس تجديد معاهده كردند كه تا رمقى از ايشان باقى است در كشتن و كوشش كوشند . شب هنگام در ميانهء سنگر ارك و سنگر سراب دو سنگر مستحكم ترتيب داده جمعى كثير تفنگچى و شمخالچى نشانيده كه مانع از مراوده و آميزش اهالى سنگرها باهم باشند . بعد از تهيه و استعداد از پشت سنگر و فراز حصار با افواج خونخوار بناى كارزار گذاشتند . چون روزى چند منقضى گرديد اعيان شهر مستدعى بناى كار و ملاقات حسين پاشا خان سرتيپ گرديدند . حسام السلطنه بنا بر صلاح وقت و استمزاج آن طايفه از در سختگيرى درنيامده رخصت داد حسين پاشا خان به شهر درآمد و دو سه روزى سخنان بيفايده در ميان بود فايدهاى نبخشود . به اردو معاودت نمود بر قهر و خشم امير و مأمور افزوده در همان شب دامن همت بر كمر استوار مصمم تسخير دو سنگر خارج از حصار شدند .
بيت
چو شد در قيروان خورشيد غرقاب * برون برد از نيام چرخ سيماب
جهان را چهره قيراندود كردند * ز ماهى تا به مه پردود كردند