تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
محترمين كه ملتزم ركاب جناب سيادت‌مآب بودند كمال و تمام به خفت و اذلال به قيد اسارت آمدند . اموال و اثقال ايشان حتى لباس اگر همه كهنه لباس كرباسى بود بتاراج رفت . شاهزاده كيكاوس به دست سخريه و فسوس به اهانت ذريه ناموس اكبر پرداخت مركب و ردا و عمامه و قبا از سلالهء آل عبا گرفت و سر مضمون مسلوب العمامة و الردا را ظاهر ساخت . ميرزا محمد حسن خلف مرحوم ملا على نورى را كه از فحول علماء كلام بود كمال آزار و اذيت نمود . جماعت مأمورين اموال ملهوفين را بردند ، مظلومين را مقيدا خدمت سپهدار سپردند ولى پس از اشتهار اين اخبار شاهنشاه اسلام اين نوع خلاف احترام نسبت به زبدهء ذريهء رسول انام و مقتداى خاص و عام پسنديده نفرمود بل به زبان حال در مقام عتاب ، كيكاوس واقعى را خطاب ميفرمود . فردوسى :
نژاد منوچهر و ريش سفيد * ترا داد بر زندگانى اميد و گرنه بفرمودمى تا سرت * بدانديش كردى جدا از برت
محصلان غلاظ و شداد بر استرداد اموال طلاب و بيگناهان معين فرمود « اللهم طول عمره و ابد عيشه و ايد جيشه به محمد و آله الاطهار . » خلاصه احمد ميرزا كه مصدر شرارت بود به قم آمد با يكنفر برادرزادهء او به قصاص محمد حسين خان خلج هدف گلولهء جماعت خلج شد ميرزا عبد الحسين چندى در قمصر كاشان و زمانى در شهر كاشان پنهان بود ميرزا فضل اللّه برادر وزير لشكر كه به حكومت آنجا مشغولى داشت مستحضر گرديده در مقام تفحص و تجسس برآمد . ميرزا عبد الحسين از كاشان درآمده به ده نو اصفهان آمد در خانهء على نام ليالى و ايام چند بسر برده ولى صاحب‌خانه با زمانه يار شد سپهدار را اخبار داد . ميرزا عبد الحسين گرفتار گرديد ، حسب الامر اولياى دولت و به حكم سپهدار به سياست طناب ، طناب عمرش گسيخت روى بعالم آخرت نهاد . پس از انجام اين مهام امورات اصفهان به انتظام رسيد .

بيان انتظام محالات بختيارى و باجلان به اهتمام اميرزاده خانلر ميرزا احتشام الدوله و تدمير مفسدان آن سامان

چون از اسد خان و باقر خان بختيارى و افراسياب خان باجلان ، اميرزاده