تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
بورغ دولت بهيهء روسيه مأمور گرديد ، به يك‌قبضه شمشير قبضه مرصع ، قرين افتخار و مباهات آمد . در ربيع الثانى همين‌سال محمد مهديخان كشيكچى باشى ، كه سپه‌سالار وزير جنگ را خلفى نيك محضر و بافرهنگ ، قاآنى :
آن پدر را از نطاق كهكشان شايد كمر * وين پسر را بر مدار فرقدان سايد كلاه
و از جانبى منتسب به خانوادهء سلطنت است ، به مصاهرت خديو سپهر اورنگ سرافرازى حاصل كرد . بازوى جلالت و اقتدارش به تزيين درىشاهوار زينت گرفت . بيت
آن چنان درى كه گر بودى فلك را دسترس * همچو تاجش برنهادى بر سر خورشيد و ماه
از سوانح اين سال ، اين‌كه چون در سال قبل به سبب عدم نزول باران ، حاصل زراعات شتوى اطراف دار الخلافهء طهران در نهايت قلّت بود ، لهذا كمى آذوقه سبب زيادتى عسرت و ضيق معيشت متوطنين دار الخلافه آمد . غلايى هايل و بلائى نازل حادث شد . از موقف خلافت حكم محكم شرف صدور يافت كه سى چهل هزار خروار غلّه از غلات ديوانى ولايات به دار الخلافه حمل شود ، ولى چنان اتفاق افتاد كه در اين زمستان به خلاف سابق برف و باران در نهايت كثرت ، سرما و بوران در غايت شدت ، از اواسط شهر رجب تا اواخر رمضان ، جميع طرق و معابر مسدود ، ذهاب و اياب قوافل موقوف گرديد . غلاء غله و غلوّ غلاء دار الخلافه را بليّه و آفت ، عموم مأكولات غالى و مرتبهء عالى يافت ، اشخاصى كه غلّه در انبار داشتند ، به انباشتن انبار از درهم و دينار پرداخته ، طريق خصب و رخص مسدود ؛ و باب بىانصافى و بىمروتى گشودند . خديو معدلت‌گستر ، محمود خان كلانتر شهر را به رسيدگى اين امور و سويّه بين الجمهور مأمور فرمود ، فايده نبخشيد ، بل مزيد علت گرديد . حسب الأمر شاهنشاه گردون بساط ، بساط حياتش در نور ديده ، به سياست رسيد . پس معتمدان درگاه فلك نظير ، حسب الحكم خسرو گردون سرير ، هركه را از اواسط و اعالى كه غله در انبار بود به قيمت غالى ابتياع ، و بر فقرا و مساكين صرف گرديد . از خزانهء مباركه مبالغى خطير به ارباب استحقاق ، از صغير و كبير انفاق و اشفاق شد . هريك از چاكران دولت كه در اين عسرت مصدر خدمت و باعث توسعهء معيشت اهالى ولايت
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 265 | محمد جعفر خور موجى