تهنيت سلطنت و ولادت ، وليعهد دولت و انعقاد عهدنامهء مواحدت و مصادقت در پيشگاه عزّ و جلال معروض گردانيد . از اعليحضرت ايمپراطورى ترحيب و تأهيل و عاطفت بلا نهايات يافت . پس نامه و هدايا را ايمپراطور و ايمپراطريس هريك بدست خود بازيافت و به يكى از اعيان و بانوان سپردند . پس از اظهار عنايت به تبعهء سفارت ، رخصت انصراف ارزانى يافته ، به منزل مراجعت نمودند .
در اين وقت وزير دول خارجهء فرانسه سفير كبير را اظهار داشت ، كه كارگزاران دولت انگليس ، مايل به مصالحه با دولت عليهء ايران مىباشند ، ولى به مداخلهء كارگزاران دولت فرانسه در اين باب انكارى دارند . و ثالث را از دولت روسيه طالبند .
امين الملك اظهار نمود كه چون دولت عليهء ايران را كمال اتحاد و اعتماد با دولت بهيّهء فرانسه حاصل است ، بهتر اين است كه به صوابديد اولياى اين دولت مصالحه در ميان آيد . چون چند روزى منقضى گرديد و سفير كبير را با « لارد كولى » سفير كبير دولت انگليس مقيم پاريس مراوده و ملاقات حاصل شد ، و مشار اليه را از مختاريت امين الملك در امر مصالحه اطلاع حاصل گشت ، و بكارپردازان دولت خود اطلاع داد ، اولياى دولت انگليس رفتن سفير كبير را به لندن ، و در آنجا كار را به اتمام و انجام رسانيدن ، خواهشمند گرديدند . امين الملك چون از مقدمات با « لارد كليف » تجربه حاصل نموده بود ، تكليف خود را در اتمام كار در پاريس اولى و انسب ديد . مراتب را معروض راى ايمپراطورى گردانيد . پس از انعقاد مجالس متعدده به استصواب وزراى دول خارجه به پايان رسيد ، و كدورت به صفا مبدّل گرديد . در هفتم شهر رجب عهدنامهاى بدين شرح نگارش رفت :
[ عهدنامه ايران و انگليس ]
بسم الله الرحمن الرحيم چون اعليحضرت خورشيد رايت اقدس همايون پادشاه اعظم ، شاهنشاه بالاستقلال كلّ ممالك ايران و اعليحضرت شاهنشاه انگليس ، هردو على السّويه از روى صدق مايل اين هستند كه ؛ مصايب جنگى را كه منافى ميل و مكنونات دوستانهء ايشانست رفع نمايند ، روابط دوستى كه مدت مديدى فيما بين دولتين عليتين برقرار بوده مجددا