مراد خان نوشتهء وى را به اميرزاده فرستاد ، خود در اهواز توقف كرد . چندانكه خبر مصالحه به تحقيق پيوست .
بيان تتميم واقعات سفارت
پس از پنج روز از ورود سفير كبير به دار السلطنهء پاريس ايشيك آقاسى باشى ايمپراطورى شرحى به امين الملك نگاشت ، از زمان شرفيابى حضور ايمپراطور مستحضرش داشت . روز بعد خود ، وى را ديدن نمود . روزانهء ديگر سفير كبير به بازديد وى شتافته به منزل مراجعت كرده منتظر احظار به دربار شد . در اينوقت موسيو « مپرستن » و دو نفر نايب ايشيك آقاسى باشى به سفارتخانه آمده و چهار دستگاه كالسكهء شش اسبه كه يراق و زين اسبها جملگى از طلا بود ، با هر كالسكه چند نفر شاطر و كالسكهچى سواره حاضر نمودند . امين الملك و تبعهء سفارت بر كالسكهها نشسته به ميدان سراى پادشاهى درآمدند .
در آن ميدان كه عرصهاش فسيح و باصفا و سروهاى رعنا در خيابان آن برپا و اطرافش مشتمل بر عمارات عاليهء رفيعه بود ، دو فوج از سربازهاى خاصه بر ترتيبى خاص و جمعى ديگر مردم از اواسط و خواص حاضر بودند . سربازان احترامى نظامى معمول داشتند .
جمعى از نايبان ايشيك آقاسى باشى و غلام پيشخدمتان ، سفير كبير را پذيره آمده داخل عمارتسراى ايمپراطورى گرديدند . در يكى از عمارات پادشاهى وزير دول خارجه به ملاقات سفير كبير رسيد . به اتفاق ايشيك آقاسى باشى شرفياب حضور ايمپراطور گرديد .
در اين هنگام اعليحضرت ايمپراطور با دوازده نفر از رجال دولت بر يك سمت بارگاه و ايمپراطريس با چهارده تن از اعاظم نسوان طرف مقابل برپاى مقام داشتند .
سفير كبير به فاصلهء شش گام و همراهان زياده از اين با مترجم وزارت خارجه در مقابل ايمپراطور معدلت آيين ايستاده آمدند . نامه و هدايا را تبعهء سفارت حامل بودند .
سفير كبير به عبارتى رايق و اشارتى لايق بىوصمت اختلال ، مأموريت خود را از