از مشاهير متوفيات اين سال ميرزا ابو القاسم ، امام جمعهء دار الخلافهء تهران كه سيّدى سند و به محامد سير و حسن شيم موصوف ، بوفور جلالت و قدم دودمان معروف بود ، به رياض روضهء جنان روى نمود . ديگر حاجى ملا اسد اللّه بروجردى كه به دقت طبع و حدّت فهمگوى مسابقت از همگنان ربودى ، از اين دار پرملال ارتحال فرمود .
ديگر اميرزاده مهديقلى ميرزا عازم عالم آخرت گرديد . اميرزاده مصطفى قلى ميرزا به عالم بقا شتافت . همچنين مهديخان تبريزى خزانهدار وجوه خاصه وفات يافت .
ذكر حقايق اخبار سال هزار و دويست و هفتاد و يك و قتل والى خوارزم در حوالى سرخس « نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ »
در اين سال نيكو مآل محمد امين خان والى خوارزم به قانون متداولهء خوانين تركستان كه از رعايا و زيردستان زكات مىطلبند ، آدمى فرستاد و از تركمانان ساكن سرخس زكات طلبيد . فرستادهء مذكور به دست تراكمهء سرخس مقتول گرديد ، خان خوارزم از استماع اين حكايت به تأديب و تنبيه تركمانان مرو و سرخس عازم گرديد ؛ به احتشاد و اجتماع لشكر و تهيهء لوازم سفر پرداخت . از حكومت خان حاكم ميمند استعانت جست ، مشار اليه نيز پسر خود را با لشكرى جرار به خدمتش فرستاد .
و همچنين از تراكمهء دشت و جماعت اوزبك يكايك به اردوى خان والى ملحق و به حضرتش تقرب جستند . آب و آذوقه به جهت منازل معبر ، كه دشتى بىآب ، و آذوقه نيز ناياب است ، بر شتران كوه توان حمل داد . با تهيه و سامانى موفور و جمعيتى غير محصور كه در عهود سابقه ، اكثر سلاطين سلف از مقابلهء ايشان معترف به قصور بودند ، كوچ بر كوچ به صحارى مرو رسيده ، رحل اقامت انداخت . و به ارسال رسل و رسايل و به اقامهء براهين و دلايل ، در مقام استمالت تراكمهء وحشى خصايل سرخسى برآمد . اهالى سرخس بر حالت مخالفت والى باقى ، و درآمدن به خدمت جناب عالى به مماطله و تعلل گذرانيده رسولان را به اهانت و خفت به حضرتش رجعت دادند .
چون اين اخبار نافرمانى اهالى سرخس متوالى به خان والى رسيد ، به گوشمال و تنبيه ايشان مصمم گشته از صحارى مرو حركت و به عزيمت سرخس نهضت نمود . ساكنين