از آن جمله بودند . از سمتى ديگر تراكمهاى كه نيز به تاخت و تاراج آمده بودند به خيرآباد رونهادند ، چند نفرى از رجال و جماعت نسوان خيرآبادى از فراز بام و حصار از در كارزار برآمدند ؛ به قدرى خوددارى نموده كه از اطراف به امداد ايشان آمدند .
جماعت تركمان را منهزم نموده بيست و شش نفر از آنان مقتول و مأسور گرديد . اسرا و رؤس مقتولين را يزدان ورديخان به دار الخلافه فرستاد ، به تشريف نشان سرهنگى و حمايل سفيد مشرف گرديد .
هم در اين سال محمد رحيم خان نايب بوزنجرد بعزم تصرف قلعهاى كه تركمانان در اراضى اتك بنيان نموده بودند روى نمود . چون به حوالى قلعه رسيد و تسخير آنجا را ممتنع ديد . پانزده نفر تركمان كه از قلعه خارج بودند بدست آورده عازم مراجعت شد . ساكنين قلعه به تعاقبش برخاستند . پس از تلاقى و مقاتله ، تركمانان از مقابله رخ تافته به وادى هزيمت شتافتند ، جمعى از ايشان مقتول و اسير گرديدند .
و همچنين شاهزاده محمد يوسف افغان كه از جانب كارپردازان دولت قوى اركان به حكومت جام اقدام داشت . جمعى از ملازمان خود را به تاخت تراكمهء ساكن اتك فرستاد ، پانزده تن اسير و گوسفندى زياد به دست ايشان افتاد . تركمانان ايشان را تعاقب نموده قدرى از چپاول را استرداد نمودند . و همچنين مطلّب خان تفنگدار شاهى كه با تفنگچى و سوارهء شاهرود و بسطامى به محافظت طريق خراسان مأمور بود ، مسموع نمود كه جمعى از تركمانان به قصد كاروان خراسان در مكمن كمين مترصد فرصت مىباشند . با حارسان طريق بعزم تدمير ايشان تاخت ، پس از مقابله و مقاتله ده سر از ايشان گرفته و چهار تن را اسير ساخت ، به دربار سپهر اقتدار روانه داشت .
هم در اين سال ميرزا عليخان ولد صدر اعظم كه با قصر قامت و نقصان خلقت و قباحت هيأت و ناخوشى لهجه توأم بود ، و با خردسالى ، پيران سالخورده را سخريه و استهزا مىنمود . به صوابديد صدارت عظمى در سلك اعاظم و وزراء منسلك گرديد .
همچنين حاجى محمد هاشم خان نورى كه مهر عليخان را به مناسبت نسبت ، برادر اكبر ، و در ساير مناسبات هيچ نسبت ندارد . حليم و درويش نهاد ، باوفا و نيك اعتقاد است ،
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: محمد جعفر خور موجى
ص١٤٠