را با دو فوج سرباز خمسه به حكومت و محافظت مأمور داشت . خود طريق اراضى اتو و آخال و عشقآباد را برداشت .
چون آن صحارى مضرب خيام لشكر ظفر فرجام گرديد ، تركمانان آنجائى به فيافى « 1 » دوردست فرار و متوارى گرديدند . قلاع محل توطن آنان با خاك يكسان گرديد . آذوقه و علوفهء اندوختهء ايشان بالمرّه سوخته . چون ديگر در آن ساحات كارى نبود و انتظامى كامل حاصل بود ، مراجعت به مشهد مقدس فرمودند . چون اين اخبار معروض دربار معدلت شعار آمد فرمانفرما بعطاى يك قبضه كارد مرصّع و ساير سران و سركردگان سپاه ظفر انتباه به اندازهء خدمت مورد اشفاق و عنايت گرديدند .
از آنسوى جعفر آقا بعد از ورود به خيوق از والى خوارزم استمداد جست ، حسب الامر والى به قرياب آمد . جمعى از سوارهء قريابى را با خود برداشته به جانب كلات تاخت .
ميرزا ابراهيم خان از در مدافعه درآمد ، جمعى از همراهان جعفر آقا مجروح گرديده به هزيمت شدند . در آن ايام قافلهاى از هرات عازم مشهد مقدس گرديد .
چون به كوهستان هرات رسيد ، محمد شيخ تركمان با تركمانان ساكن قرياب به قافله برخورده ، حامل و محمول راكب و راجل را به حيطهء تصرف آورده ، مراجعت نمودند . چون اين خبر به اطراف مشتهر گرديد ، جمعيتى از هرات و لشكرى از خواف و جام و هزاره و سرخس به تعاقب ايشان شتافتند . در اراضى باخرز به لشكر يغماگر قريابى رسيدند . جميع اسرا و اموال منهوبه را از ايشان گرفته ، بعلاوه جمعى از ايشان مقتول و مجروح گرديد . بار ديگر جمعيتى كامل از تركمانان به تاراج اراضى خراسان روى نهاده ، قريهء آفريزه ، از قراء قوشخانه را محصور نمودند . اهالى آنجا از در مدافعت درآمدند .
تراكمه چون تسخير قلعه را در حيّر قدرت خويش نديدند ، خرمنهاى آن قريه را سوخته آنچه مال و دواب آنجا از قلعه خارج بود بدست آورده عازم مراجعت شدند .
در اين بين اهالى قراء حوالى به امداد مردم قريهء آفريزه آمدند ، و خيرآبادى نيز
هامش
( 1 ) فيافى : جمع فيفاء ، بيابانها