تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
« شرف عالى از آزار سالم نمىماند ، مگر آنگاه كه در پيرامونش خون ريخته شود . » يكى از حكما پادشاهى را پند داده گفت : اى پادشاه تو شمشير دارى و درهم . با درهم به كشت و كار سپاس‌گزاران خويش بپرداز ، و با شمشير كفران كنندگان نعمتت را درو كن . مردى نزد پيغمبر ( ص ) آمده گفت : يا رسول اللّه من زنا كردم مرا حد بزن ، پيغمبر ( ص ) از او رو برگردانده به طرف راست خود توجه كرد ، آن مرد برگشته روبروى پيغمبر ( ص ) قرار گرفت و گفتار خويش را تكرار كرد ، دوباره پيغمبر ( ص ) از وى اعراض نمود ، ولى آن مرد گفتار خود را تكرار كرد و درخواست نمود حد بر او جارى شود ، اما پيغمبر ( ص ) كراهت داشت كه نفسى را به هلاكت برساند ازينرو مانند كسى كه بخواهد وى را تعليم دهد گفت : نكند كه بوسيده‌اى ؟ يا معانقه كرده‌اى ؟ و يا بر آن شده‌اى كه زنا كنى ولى نكرده‌اى ؟ آن مرد گفت : نه يا رسول اللّه بلكه زنا كرده‌ام در اين هنگام پيغمبر ( ص ) به خويشان و دوستان آن مرد رو كرد و مانند كسى كه بخواهد راه بهانه‌جويى براى آن مرد به ايشان ياد دهد گفت : مثل اين كه در عقل اين مرد خللى وارد شده ؟ ايشان گفتند : نه يا رسول اللّه ما او را مردى عاقل مىدانيم . در اين هنگام براى پيغمبر ( ص ) راه چاره نماند ، و دستور داد حد بر او جارى كنند .

انواع عقوبات

سپردن ( گناهكار ) به سياهچال‌هاى پنهانى همانا در حكم قتل است ، با اين مزيت كه پشيمانى احتمالى در آن وجود ندارد . اما در خصوص انواع عقوبات بر پادشاه كامل فرض است كه در آن نيكو بنگرد زيرا چه بسا عقوبت‌هايى كه موجب جان دادن گناهكار مىشود بدون آنكه مقصود اصلى
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 56 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )