بيمارى داخل حمّام كردند ، و مستنجد بر اثر حرارت حمام درگذشت .
از آن پس عضد الدّين مستضيء فرزند مستنجد را بيرون آورده با وى بيعت كرد ، و شروطى چند با او در ميان نهاد ، و او را با قسمهاى سخت و استوار سوگند داد كه بدان شروط عمل كند . از جمله آن كه خود او وزير و فرزندش استاد الدّار باشند ، و فلان كس را به فرماندهى لشكر ، و فلان شخص را به فلان شغل برگزيند . مستضيء نيز به آنچه كه مورد نظر ايشان بود ملتزم شد ، و سوگندهاى سخت در اين باره ياد كرد ، ايشان نيز درون خانه با وى بطور خصوصى بيعت كردند ، سپس ابن بلدى وزير را فرا خواندند تا او نيز بيعت كند . چون ابن بلدى به دار الخلافه آمد وى را به محلّى برده آن جا گردنش را زدند ، و جسدش را بيرون آورده در مزبلهاى كه در كنار باب المراتب بود انداختند ، سپس او را كشانده در دجله فرو افكندند . ابن بلدى رفتارى نيك و اخلاقى پسنديده داشت .
دوران مستنجد باللّه و وزرايش پايان يافت ، و پس از وى پسرش مستضيء باللّه ابو محمّد حسن بن مستنجد به خلافت نشست .
خلافت مستضيء باللّه
در سال پانصد و شصت و شش با مستضيء بيعت شد . مستضيء روشى ناپسند نداشت در زمان وى پى در پى بشارت فتح مصر و انقراض دولت فاطمى به بغداد مىرسيد .
چون مستضيء به كرسى خلافت نشست به قتل ابن بلدى وزير پدرش اقدام كرد . و خود در سال پانصد و هفتاد و پنج درگذشت .
شرح چگونگى وزارت در زمان مستضيء :
اولين وزير مستضيء عضد الدّين ابو الفرج محمّد بن ابى الفتوح عبد اللّه بن رئيس الرّؤسا بود كه پيش از وزارت منصب استاد الدّارى داشت . عضد الدّين از