تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
وى اموالى بسيار مصادره شد ، و سپاهيان بر وى شوريده او را دشنام دادند ، و در حالى كه در زورق خود نشسته بود سنگبارانش كردند . كلوذانى نيز سوگند ياد - كرد كه هرگز پس از آن هوس وزارت نكند ، آنگاه به خانه پناه برده در را به روى خود بست . مدّت وزارت كلوذانى بيش از دو ماه نبود .

وزارت حسين بن قاسم بن عبيد اللّه بن سليمان بن وهب

حسين بن قاسم را ابو الجمال مىناميدند . گويند وى اصيل‌ترين مردم در وزارت بود ، خودش وزير مقتدر ، و پدرش قاسم وزير معتضد و مكتفى ، و جدّش عبيد اللّه وزير معتضد ، و پدر جدّش سليمان بن وهب وزير مهتدى بودند . شاعر در اين باره گويد :
يا وزير ابن وزير اب * ن وزير ابن وزير نسقا كالدّرّ اذ نظّ * م فى عقد النّحور
« اى وزيرى كه نياكانت جملگى وزير بودند . شما چون مرواريد هستيد كه به يك روش به رشتهء گلوبند كشند » . حسين بن قاسم در فنّ خود برازنده نبود ، و روشى مردم پسند نداشت . ازينرو مدّتى طول نكشيد كه درمانده شد ، و اختلال و پريشانى بر كارهايش روى آورد . عبيد اللّه بن عبد اللّه بن طاهر [ 1 ] وى را ستايش كرده گويد :
أن اكن مهديا لك الشّعر انّى * لابن بيت تهدى له الاشعار غير انّى اراك من اهل بيت * ما على المرء ان يسودوه عار
« من كه براى تو شعر به ارمغان مىفرستم خود از خاندانى هستم كه در مدح ايشان شعر مىگفتند . ليكن مىبينم تو از خاندانى هستى كه شخص ننگ ندارد
هامش
[ ( 1 - ) ] عبيد اللّه بن عبد اللّه بن طاهر امير و صاحب شرطهء بغداد بود ، و رياست خاندان طاهرى به دو منتهى شد ، وى نويسنده‌اى زبردست و شاعرى لطيف بود ، و در سال 300 در بغداد درگذشت . ابن خلكان : وفيات الاعيان .