تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
از تو نگاهدارى كرد . پاكيزه مباد جامهء نعمتى كه تو بر تن كرده‌اى ، آرى اين برهانى روشن براى بىدينان است » . و از نوادر گفتار اوست :
ما بال فرخ ابوه بلبل ربح [ 1 ] * يكنى ابا الصّقر يا اهل الدّواوين عرّوه من كنية ليست تليق به * يدعى ابا الصّقر من كان ابن شاهين
« اى ديوانيان از چه روى جوجه‌اى را كه پدرش بلبلى بيش نيست ابو الصّقر مىناميد . كنيه‌اى را كه شايستهء او نيست از وى دور كنيد . شگفتا كسى را كه فرزند شاهين است ابو الصّقر مىنامند » . پس از چندى معتمد اسماعيل بن بلبل را گرفته به زندان افكند و مجازات كرد ، سپس وى را در زندان به قتل رسانيد و اموالش را تصرّف نمود . بايد دانست كه وزراى معتمد مانند : حسن بن مخلد ، و سليمان بن وهب ، و ابو الصّقر اسماعيل بن بلبل هر يك دو سه مرتبه به وزارت رسيدند و سپس معزول شدند .

وزارت احمد بن صالح بن شيرزاد قطربلى

موفّق ، احمد بن صالح را براى برادرش معتمد به وزارت برگزيد . احمد نويسنده‌اى بليغ و فاضل بود ، و آنچه را كه يك نفر نويسنده بايد بداند مىدانست ، و به نظم و نثر هر دو تسلّط داشت . احمد زنى را كه نويسنده بود وصف كرده گفته است : « گويى خطّش مانند زيبايى رويش ، و مركّبش سياهى مويش ، و كاغذش صفحهء صورتش ، و قلمش انگشتانش ، و بيانش سحر چشمانش ، و قلم‌تراشش نگاه پرنازش ، و قطّ زنش دل عاشقش مىباشد » . ابن شيرزاد قريب يك ماه در وزارت باقى بود ، سپس بيمار شده درگذشت . اين در سال دويست و شصت و شش بود .

وزارت عبيد اللّه بن سليمان بن وهب

عبيد اللّه بن سليمان از بزرگان وزرا و مشايخ نويسندگان به شمار مىآمد .
هامش
[ ( 1 - ) ] ربح : مرغى است شبيه به زاغ . تاج العروس .