محمد بن عبد اللّه بن طاهر نيز بدين مناسبت جشنى بر پا كرد ، و مردم دسته دسته براى تهنيت نزد وى مىآمدند .
در ميان آن گروه مردى از فرزندان جعفر بن ابى طالب ( رض ) به محمّد نزديك شده گفت : اى امير تو براى كشته شدن شخصى جشن و سرور برپا كردهاى كه اگر رسول خدا ( ص ) زنده بود مردم بدان سبب وى را تسليت مىدادند ! محمّد بن عبد اللّه بن طاهر لحظهاى سر خود را فرو افكند ، سپس از جا برخاست و مردم متفرّق شدند . از آن پس شعرا در رثاى يحيى بن عمر شعرها سرودند . از جمله ابن رومى بود كه قصيدهء جيميّهاى در اين باره سرود كه اوّلش اين است .
امامك فانظر أىّ نهجيك تنهج * طريقان شتّى : مستقيم و أعوج
« پيش پاى خود را بنگر و ببين چه راهى را مىسپرى ، دو راه جدا از هم راه راست و راه كج » . و از آن قصيده است اين دو بيت :
سلام و ريحان و روح و رحمة * عليك و ممدود من الظلّ سجج
و لا برح القاع الذى انت جاره * يرفّ عليه الأقحوان المفلّج
« اى يحيى آسايش و راحت ، و سلام و رحمت ، و نسيم جانپرور صبحگاهى بر روان تو باد . بر خاكى كه تو در آن نهفتهاى همواره گلهاى وحشى روييده پرپر زند » .
قصيدهء ابن رومى قصيدهء آتشينى است كه بنى عبّاس را از جهاتى مورد حمله قرار داده است ، و ما پرهيز كرده از نقل آن صرف نظر نموديم . وقعهء شاهى در سال دويست و پنجاه بود .
در زمان مستعين كسان ديگر از طالبيين نيز بر وى خروج كردند ، و در همهء جنگها پيروزى با مستعين بود .
مرگ مستعين : بايد دانست كه مستعين در رأى و عقل و تدبير بسيار ناتوان