خارج گرديد ، و فرمان داد سپاهيانش نيز به حركت درآيند .
معتصم در آن وقت چندان تجهيزاتى فراهم آورد كه هيچ خليفهاى مانند آن فراهم نياورده بود ، چون لشكريان معتصم گرد آمدند ، و معتصم از تجهيزات خويش فراغت يافت و آمادهء حركت شد ، قضات و شهود را فرا خوانده ايشان را گواه گرفت كه همهء املاك و دارايى خويش را سه قسمت نموده آن را وقف كرده است ، يك قسمت را در راه خداوند ، و قسمتى را براى فرزندان و خويشان خود و قسمت ديگر را براى موالى خويش ، و سپس به راه افتاد . معتصم در ميان راه به يكى از روميان دست يافته از وى پرسيد كداميك از شهرهاى ايشان بزرگتر و استوارتر و نزد آنها با بااهميتتر است . وى گفت : عمّوريه چشم بلاد ماست ، معتصم نيز بدانجا رهسپار شد ، و سپاهيان خود را گرد آورده عمّوريه را محاصره كرد و آن را گشود ، سپس داخل آن شده هم در آنجا و هم در ساير بلاد روم كشتارى فراوان كرد ، و اسير و بردهء بسيار گرفت ، و چندان در اين باره مبالغه نمود كه عمّوريه را ويران كرد ، و آثار آن را بكلّى محو ساخت ، و درى از دروازههاى آن را كه آهنين و بسيار بزرگ بود به بغداد آورد ، و آن در اكنون در يكى از دروازههاى دار الخلافه كه باب العامّه ناميده مىشود نصب است .
در جنگ عمّوريه ابو تمام طائى [ 1 ] شاعر همراه معتصم بود ، وى معتصم را در قصيدهء بائيّهء معروف خود مدح كرده است ، و بيت اوّل آن اين است :
السّيف أصدق انباء من الكتب * فى حدّه الحدّ بين الجدّ و اللّعب
« شمشير راستگوتر از نامه است ، چرا كه تيزى آن حدّ فاصل ميان جدّ و بازيچه است » .
هامش
[ ( 1 - ) ] ابو تمام حبيب بن اوس طائى شاعر نغز گفتار و شيرين سخن عرب ، متوفى در سال 232 هجرى است . جرجى زيدان : آداب اللغة العربيه