ملازم او باشد ، سپس ماهانهاى براى او مقرر كرد و سويد همچنان به خدمات دولتى اشتغال داشت تا آنكه اموالى فراوان گرد آورد ، و مرتبهاى بلند يافت .
ابو عبد اللّه محمّد بن يزداد پيوسته در پى آموختن ادب بود تا آنكه در هر رشتهاى سرآمد اقران شد ، و مأمون او را به وزارت خويش برگزيد ، و اختيار كليهء امور را به دو تفويض كرد .
محمّد شاعرى فصيح بود ، از جمله اشعار اوست .
لقد فتنت بمقلتها فتون * و خانت فى الهوى من لا يخون
و تزعم انّنى اهوى سواها * فكيف و ما تخطّتها العيون
أيامن حبّها فى القلب منّى * مكان الرّوح مستتر كمين
أ يا من تدّعى انّى خئون * و هذا فى هواها لا يكون
خذى عهدى على عينى و طرفى * و حسبك ضامنا انّى امين
« دلبرم با چشمان فتنهانگيزش به دلربايى پرداخت و به كسى كه اهل خيانت نبود خيانت ورزيد . گمان مىبرد من كسى جز او را دوست دارم اين چگونه ميسّر است با آنكه ديدهاى هرگز به دو تجاوز نكرده است . اى كه عشقت در دل من آن جا كه روح جاى دارد پنهان و نهفته است . اى كه مىپندارى من خيانتكارم با آنكه خيانت در عشق تو هرگز جايز نيست . بيا و با چشم و ديدهء من پيمان ببند كه ضامنى امين با تو سر و كار دارد » .
ابو عبد اللّه محمّد بن يزداد تا روزى كه مأمون درگذشت وزير او بود .
دوران مأمون و وزرايش به پايان رسيد ، سپس برادرش ابو اسحاق محمّد معتصم به خلافت نشست .
خلافت معتصم
در سال دويست و هجده در همان روز كه مأمون درگذشت با معتصم بيعت شد .