غالبى نيز قافيهء خود را با معوانا تمام كرد ، و صلهء خويش را از ابو عبّاد گرفت .
وزارت ابو عبد اللّه محمد بن يزداد بن سويد
خاندان ابو عبد اللّه از خراسان و جملگى مجوس بودند . سپس اسلام اختيار كرده به خلفا پيوستند . سويد اولين كس از آنان بود كه مسلمان شد ، وى كودك بود كه پدرش درگذشت ، و مادرش وى را به يكى از دبيران ايرانى سپرد ، و سويد به خوبى از عهدهء كار برآمد ، و آداب بسيارى از ايرانيان فرا گرفت ، و سپس ملازمت ديوان مرو را برگزيد .
قضا را در يكى از روزهاى بارانى كه هيچيك از دبيران و نويسندگان جز سويد جد محمّد در ديوان حضور نيافته بودند ، رئيس ديوان بدانجا آمد . و چون مىخواست به حسابى رسيدگى كند ، و كسى نبود آن را انجام دهد خود شخصا به كار پرداخت و شروع به نوشتن كرد . چون قدرى نوشت خواب بر وى چيره شد ، در اين وقت به اطراف خود نگريسته ديد سويد آن جا حاضر است ، ازينرو صورت حساب را همانطور تسليم سويد كرد ، و به دو گفت : اين را نگاه دار تا من بيدار شوم و سپس به خواب رفت . سويد نيز آن را گرفته به حساب پرداخت تا به آخر رسيد ، سپس آن را با خطّى زيبا و ضبطى صحيح در نسخهاى جداگانه پاكنويس كرد .
چون رئيس ديوان بيدار شد صورت حساب را از سويد طلبيد ، سويد نسخهاى را كه نوشته بود به دو داد ، رئيس ديوان در آن نگريست و ديد حساب با روشى صحيح و خطّى نيكو تنظيم شده است ، لذا به دو گفت : اى پسر اين حساب را چه كسى تنظيم كرده است ؟ سويد گفت : من . رئيس ديوان گفت : تو از عهدهء دبيرى و حسابدارى برمىآيى ؟
سويد گفت : آرى ، رئيس ديوان فرمود تا سويد همواره در محلّ كار وى كه صورت حسابها و اسناد و مداركى كه مىبايست نگاهدارى شود در آن جا تمركز داشت