تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
بسيار دوست مىداشت از آن خورد و هماندم درگذشت . نيز گويند هنگامى كه طاهر والى خراسان شد احمد بن ابى خالد همين پيش‌بينى را نزد خود كرد ، ازينرو خادمى به طاهر بخشيد ، و سمّى به دو داده گفت : هر وقت طاهر نام مأمون را از خطبه قطع كرد آن سمّ را در يكى از غذاهايى كه وى دوست دارد بريزد . چون طاهر نام مأمون را از خطبه انداخت خادم مذكور آن سمّ را در كامه ريخت ، و طاهر از آن خورد و هماندم درگذشت . پس از چند روز خبر درگذشت طاهر به وسيلهء بريد به مأمون رسيد ، و همين امر سبب شد كه كار احمد بن ابى خالد نزد مأمون بالا گرفت . احمد بن ابى خالد در سال دويست و ده به مرگ خدايى درگذشت .

وزارت احمد بن يوسف بن قاسم

احمد بن يوسف از موالى به شمار مىآمد . وى نويسنده‌اى فاضل و اديب و شاعر و باهوش بود . و به آداب و تشريفات سلاطين و فرمانروايان بينايى و بصيرت داشت . گويند : چون احمد بن ابى خالد درگذشت مأمون با حسن بن سهل مشورت كرد كه پس از وى چه كسى را به وزارت برگزيند ، حسن بن سهل احمد بن يوسف و ابو عبّاد بن يحيى را به مأمون معرّفى كرد و گفت : اين دو نفر از هر كس به طبع امير المؤمنين آشناترند ، مأمون به دو گفت : پس يكى از اين دو نفر را برايم انتخاب كن حسن بن سهل نيز احمد بن يوسف را برگزيد ، و مأمون وزارت را به دو تفويض كرد . زمانى مأمون با احمد بن يوسف دربارهء شخصى مشورت كرد ، احمد به وصف آن شخص پرداخت و محاسن وى را به مأمون گوشزد كرد ، مأمون گفت : اى احمد تو با وصف آنكه دشمن وى هستى و به دو بدبينى ، چگونه او را مدح و ستايش