ماند و زمام امورش در دست پسر و يكى از عموزادگانش كه هيچ يك روش پسنديدهاى نداشتند بود ، مأمون نيز سپاهى به سوى ايشان فرستاد ، و عاقبت پيروزى از آن سپاه مأمون شد ، و مأمون به محمّد بن جعفر دست يافت ، ولى پس از چندى او را مورد عفو قرار داد .
خروج ابو السرايا و مرگ مأمون :
در روزگار مأمون ابو السّرايا خروج كرد ، و داراى شوكتى زياد شد ، و مردم را براى خلافت يكى از اهل بيت دعوت كرد ، ولى حسن بن سهل با وى به جنگ برخاست ، و عاقبت سپاه مأمون پيروزى شد و ابو السّرايا به قتل رسيد .
از آن پس فرمانروايى يكباره از آن مأمون شد ، و شورشها آرام گرفت ، و مأمون مانند يكى از پادشاهان دانشمند و زيرك بار گران خلافت را به دوش گرفت و به تدبير كشور برخاست ، و در آخر كار به طرسوس [ 1 ] كه سرحدّ بود رهسپار شد و در آنجا درگذشت . اين در سال دويست و هجده بود .
يكى از شعرا در اين باره گويد :
ما رأينا النّجوم اغنت عن المأ * مون فى ظلّ ملكه المحروس
غادروه بعرصتى طرسوس * مثلما غادروا اباه بطوس
« ستارگان را نديديم كه از ملك پهناور مأمون بيرون توانند بود . وى را در سرزمين طرسوس نهادند آنسان كه پدرش را در طوس به جاى گذاشتند . »
شرح چگونگى وزارت در زمان مأمون :
اولين وزراى مأمون پسران سهل بودند كه دولتشان بر پيشانى روزگار مانند نورى درخشان ، و بر تارك زمانه همچون گوهرى تابناك بود . دولت پسران سهل نمونهاى از دولت برمكيان به شمار مىآمد ، و خود آنان دستپروردهء برامكه بودند . اولين كسى كه از
هامش
[ ( 1 - ) ] طرسوس : شهرى است در سرحد شام ميان انطاكيه و حلب و بلاد روم ، ياقوت : معجم البلدان .