تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
از خانوادهء خود به خاندان علىّ ( ع ) برگردانى ؟ مأمون گفت : اى عمّه من ديدم على ( ع ) هنگامى كه عهده‌دار خلافت شد دربارهء بنى عبّاس بسيار نيكى روا داشت ، از جمله آنكه عبد اللّه را والى بصره ، و عبيد اللّه را حاكم يمن ، و قثم را فرماندار سمرقند كرد ولى هيچ يك از افراد خانوادهء خود را نديدم هنگامى كه عهده‌دار امر خلافت شدند براى على ( ع ) دربارهء اولادش پاداشى قائل شوند ، ازينرو من خوش داشتم على ( ع ) را در احسانى كه به اجداد ما كرد پاداش دهم . زينب گفت : اى امير المؤمنين تو با در دست داشتن خلافت به نيكى كردن دربارهء فرزندان على ( ع ) تواناتر بودى تا آنكه خلافت را در دست ايشان نهى و به آنها احسان كنى . سپس زينب از مأمون خواستار شد لباس سبز را تغيير دهد ، مأمون نيز درخواست وى را اجابت كرد ، و به مردم فرمان داد لباس سبز را تغيير دهند و مانند سابق لباس سياه در بر كنند . آنگاه مأمون عمويش ابراهيم بن مهدى را مورد عفو قرار داد ، و از او بازخواست ننمود ، بلكه به دو احسان كرده وى را از ندماى خود ساخت . نيز مأمون با فضل بن ربيع اين گونه رفتار كرد . مأمون مردى بردبار بود و مىگفت : اگر مردم مىدانستند من تا چه اندازه عفو را دوست مىدارم همانا با ارتكاب گناه به من تقرّب مىجستند .

خروج محمد بن جعفر الصادق ( ع ) :

در زمان مأمون محمد بن جعفر الصادق ( ع ) در مكه خروج كرد و مردم با وى بيعت نمودند ، و او را امير المؤمنين ناميدند . داستان محمّد مذكور از اين قرار بود كه چون يكى از خويشان وى فتنه و اختلاف زياد و قيام شورشيان را در بغداد ديد محمّد را فريفته مسئلهء قيام و خروج را نزدش جلوه داد . محمّد بن جعفر يكى از شيوخ و بزرگان آل ابى طالب بود ، و مردم نزدش علم مىآموختند . و او از پدرش جعفر بن محمّد ( ع ) علوم زيادى آموخته روايت مىكرد : محمّد بن جعفر ( ع ) مدّتى بدين منوال در مكّه
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 304 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )