تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
بازرسى مىشد ، و كار روز بروز سخت‌تر مىگشت . از طرفى امين در بغداد نام مأمون را از خطبه انداخت ، و نمايندگان او را بازداشت كرد . همچنين مأمون در خراسان بدين كارها دست زد ، و يكباره آتش فتنه بين ايشان افروخته شد ، ولى هر چه از طرف مأمون هوشيارى و زيركى و كاردانى به كار مىرفت ، از جانب امين جز بىخبرى و ناتوانى و سهل‌انگارى هويدا نمىشد . از جملهء مطالبى كه دربارهء غفلت و سهل‌انگارى امين نقل كرده‌اند آن است كه وى يكى از طرفداران پدرش را به نام علىّ بن عيسى بن ماهان با پنجاه هزار سپاهى براى جنگ با برادرش مأمون گسيل داشت ، و سلاح بسيار و اموال فراوان با او روانه كرد . گويند پيش از آن سپاهى چنين انبوه در بغداد ديده نشده بود . امين خود نيز با آن سپاه از بغداد خارج شد ، و ايشان را مشايعت و وداع كرد ، و اين اولين سپاهى بود كه وى براى جنگ با برادرش فرستاد . علىّ بن عيسى كه مردى محترم و با هيبت بود و از شيوخ دولت عبّاسى به شمار مىآمد ، با چنان لشكرى انبوه رهسپار شد ، و با طاهر بن حسين كه در حدود چهار هزار سوار با وى بود بيرون شهر رى روبرو شدند ، و به زد و خوردى شديد پرداختند ، و سرانجام طاهر پيروز و علىّ بن عيسى كشته شد ، و سرش را براى طاهر آوردند ، طاهر نيز نامه‌اى بدين مضمون براى مأمون نگاشت : امّا بعد ، اين نامه را در حالى براى امير المؤمنين - كه خدايش عمر طولانى دهد - مىفرستم كه سر علىّ بن عيسى پيش من ، و انگشتريش در دست من ، و لشكرش زير فرمان من‌اند و السّلام . سپس نامه را با بريد نزد مأمون فرستاد ، و نامهء وى سه روزه به دست مأمون رسيد ، حال آنكه ميان طاهر و مأمون دويست و پنجاه فرسخ راه بود . از طرفى خبر شكست و كشته شدن علىّ بن عيسى هنگامى به امين رسيد كه وى
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 294 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )