تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
كه چه قدر زيرك است ، و نشانه‌هاى فضل در وى آشكار ، چگونه آثار خرد در وجودش خودنمايى مىكند ، و دستش در بلاغت باز است . گويند : جعفر بن يحيى برمكى روزى را براى نوشيدن شراب خلوت كرده در خانه نشست ، و ندماى خود را كه با آنها مأنوس بود احضار كرد ، و مجلس را آماده ساخت ، و جملگى لباس‌هاى رنگارنگ در بر كردند ، زيرا ايشان را عادت بر اين بود كه هر گاه در مجلس عيش و نوش مىنشستند جامه‌هاى سرخ و زرد و سبز بر تن مىكردند . سپس جعفر بن يحيى به حاجب خود سپرد كه به هيچ كس اجازهء ورود بدان مجلس ندهد ، مگر به يكى از ندماى خود به نام عبد الملك بن صالح كه تا آن دم ورودش به تأخير افتاده بود ، سپس جملگى نشسته به نوشيدن شراب مشغول شدند ، و جام‌هاى مى دست بدست مىگشت ، و نواى عود همواره طنين مىافكند . از طرفى يكى از خويشان خليفه شخصى بود كه عبد الملك بن صالح بن علىّ بن عبد اللّه بن عباس نام داشت ، وى بسيار متديّن و با حشمت و وقار بود ، و هارون الرّشيد از وى خواسته بود كه نديم او شود و با او شراب بنوشد ، و براى اين منظور اموالى فراوان به دو عطا كرده بود ، ولى عبد الملك بن صالح تقاضاى رشيد را نپذيرفته بود . اتّفاقا عبد الملك مذكور آن روز به خانهء جعفر بن يحيى آمد تا دربارهء حاجتى چند با او گفتگو كند ، حاجب جعفر گمان كرد كه اين عبد الملك همان است كه جعفر به دو دستور داده بود كه هر گاه فرا رسيد به دو اجازهء ورود دهد ، و از ورود كسان ديگر جلوگيرى كند . حاجب نيز به همين گمان به عبد الملك بن صالح عبّاسى اجازهء ورود داد ، و عبد الملك به مجلس جعفر بن يحيى پاى نهاد ، چون جعفر نگاهش به دو افتاد نزديك شد كه از شرم هوش از سرش برود ، و دريافت كه شباهت نام آن دو به يك ديگر موجب اشتباه حاجب شده است .
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 282 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )