هيچ كس روى نياورد ، و به خانهء احدى پاى ننهاد .
روش جعفر بن يحيى برمكى
جعفر بن يحيى برمكى مردى فصيح و خردمند و تيزهوش و زيرك و كريم و بردبار بود .
هارون الرّشيد به جعفر بيشتر از برادرش فضل انس داشت ، زيرا جعفر اخلاقى نرم داشت ولى فضل تندخو بود .
روزى هارون الرّشيد به يحيى گفت : اى پدر چرا مردم فضل را وزير كوچك مىنامند ، و جعفر را بدين نام نمىخوانند ، يحيى در پاسخ گفت : براى آنكه فضل قائم مقام من است . رشيد گفت : پس نواحى ديگرى را نيز به منطقهء حكمرانى جعفر بيفزا تا مانند فضل باشد ، يحيى گفت : خدمتگزارى و همنشينى با تو جعفر را از ادارهء اين كار باز مىدارد ، سپس سرپرستى دار الخلافه را به دو سپرد ، و جعفر نيز مانند فضل وزير كوچك ناميده شد .
رشيد روزى به يحيى گفت : دوست مىدارم ديوان خاتم را از فضل گرفته به جعفر بسپارم ، ولى شرم دارم كه در اين خصوص با وى مكاتبه كنم ، تو در اين باره چيزى به دو بنويس يحيى به فضل نوشت : « قد أمر امير المؤمنين ، اعلى اللّه امره أن تحوّل الخاتم من يمينك الى شمالك » يعنى : امير المؤمنين ، كه خدا همواره فرمانش را برتر داراد ، فرموده است كه خاتم را از دست راست خويش به دست چپت تحويل دهى .
فضل پاسخ داد : « قد سمعت لما أمر به امير المؤمنين فى اخى ، و ما انتقلت عنّى نعمة صارت اليه ، و لا غربت عنّى رتبة طلعت عليه » . يعنى : فرمان امير المؤمنين را دربارهء برادرم شنيدم ، نعمتى كه به برادرم رسد از من گرفته نشده است ، و پرتو رتبهاى كه بر وى بتابد از من نهان نشده است . جعفر گفت : برادرم قرين نيكى باد