بود ، چنان كه مروان بن ابى حفصه [ 1 ] در اين باره گويد :
كفى لك فخرا انّ اكرم حرّة * غذتك بثدى ، و الخليفة ، واحد
لقد زنت يحيى فى المشاهد كلّها * كما زان يحيى خالدا فى المشاهد
« اين فخر براى تو بس است كه زنى آزاده و بزرگوار تو و خليفه را از يك پستان شير داده است . تو در هر جا باعث آبرومندى يحيى هستى چنان كه يحيى پيوسته خالد را آبرومند مىساخت » .
رشيد فضل را والى خراسان كرد . در اين وقت ابو الهول شاعر [ 2 ] نزد فضل آمده وى را مدح كرد ، و از شعرى كه سابقا سروده در آن فضل را نكوهش كرده بود معذرت خواست و گفت :
سرى نحوه من غضبة الفضل عارض * له لجّة فيها البوارق و الرّعد
و كيف ينام اللّيل ملق فراشه * على مدرج يعتاده الأسد الورد
و مالى الى الفضل بن يحيى بن خالد * من الجرم ما يخشى على مثله الحقد
فجد بالرّضى لا ابتغى منك غيره * و رأيك فيما كنت عوّدتنى بعد
« ابرى پهناور و سيل بار از خشم فضل با رعد و برق سوى من آمد . آخر كسى كه بستر خود را در گذرگاه شير مىگستراند چگونه شب به خواب مىرود . گناه من در پيشگاه فضل بن يحيى بن خالد چندان نيست كه از كينهء وى ترس داشته باشم . اى فضل بزرگوارى كن و از من درگذر كه جز اين از تو چيزى نمى خواهم و بدانچه مرا عادت دادهاى بعد از آن بينديش » .
هامش
[ ( 1 - ) ] مروان بن ابى حفصه شاعر و مداح مهدى و هارون الرشيد بود ، و چون از موالى بنى اميه بود همواره با شيعه دشمنى داشت ، وى متوفى در سال 181 هجرى است . جرجى زيدان ، آداب اللغة العربية .
[ ( 2 - ) ] ابو الهول ، عامر بن عبد الرحمان حميرى ، از شعراى آغاز عهد عباسى و بسيار بد زبان و هرزه دراى بوده است . سال وفاتش به دست نيامد . مدرس تبريزى ، ريحانة الادب .