تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
مملكت سرآمد دول به شمار مىرفت . رشيد قسمت بزرگى از دنيا را باجگزار خود كرد ، مثلا فرمانرواى مصر يكى از عمّال او بود . نيز چندانكه گروه علما و شعرا و فقها و قرّاء و قضات و نويسندگان و ندما و رامشگران بر در خانهء رشيد گرد آمدند ، بر در خانهء هيچ خليفه‌اى جمع نشدند ، و رشيد به هر يك از ايشان صله‌هاى زياد مىداد ، و به بالاترين مرتبه‌ها مىرسانيد . رشيد خود مردى فاضل و شاعر و راوى اخبار و اشعار آثار بود ، و ذوق و تميزى درست داشت ، و در نزد عامهء و خاصهء داراى هيبتى زياد بود . به فرمان رشيد بود كه موسى بن جعفر ( ع ) را دستگير كردند و در ميان هودجى نشانده به بغداد آوردند ، و در خانهء سندى بن شاهك زندانى كردند ، و پس از چندى موسى بن جعفر ( ع ) به قتل رسيد ، و رشيد چنين اظهار كرد كه موسى به مرگ خدايى درگذشته است .

قتل موسى بن جعفر ( ع )

شرح چگونگى آن واقعه : يكى از اقارب و خويشان موسى بن جعفر ( ع ) به دو رشك مىبرد [ 1 ] از وى نزد هارون الرّشيد بدگويى كرده به دو گفت : مردم خمس اموال خويش را براى موسى مىفرستند ، و به امامت او معتقدند ، و موسى قصد دارد كه بر تو خروج كند . و از اين گونه سخنان نزد وى بسيار گفت ، اتفاقا گفتار او در رشيد تأثير كرد چندانكه وى را به پريشانى و اضطراب افكند ، سپس رشيد مالى به شخص مذكور بخشيد و پرداخت آن را به چندين محلّ حواله كرد ، ولى شخص مذكور بهره‌اى از آن مال نبرد ، و هنوز آن مال به دست وى نرسيده بود كه به بيمارى شديدى مبتلا شد و در آن بيمارى درگذشت . رشيد در همان سال به حجّ رفت ، و چون وارد مدينه شد موسى بن جعفر ( ع )
هامش
[ ( 1 - ) ] وى على بن اسماعيل بن جعفر بن محمد ( ع ) برادرزادهء موسى بن جعفر ( ع ) بود . و قصه‌اش به تفصيل در كتاب مقاتل الطالبين ابو الفرج اصفهانى . ص 501 نقل شده است .
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 268 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )