سپس نامهاى به ابو مسلم نوشت ، و در آن وى را از نيّت ابو سلمه دربارهء برگرداندن دولت از بنى عبّاس آگاه كرد ، و به دو نوشت : من به خاطر تو گناه ابو سلمه را بخشيدم . و در حقيقت نامهء وى حاكى از تصويب نظر دربارهء قتل ابو سلمه بود ، سپس نامه را به وسيلهء برادرش منصور نزد ابو مسلم فرستاد ، چون ابو مسلم نامه را خواند به منظور سفّاح پى برد ، ازينرو گروهى از مردم خراسان را فرستاده ابو سلمه را به قتل رساندند .
شاعر گفته است :
انّ الوزير وزير آل محمّد * اودى فمن يشناك كان وزيرا
انّ السّلامة قد تبين و ربّما * كان السّرور بما كرهت جديرا
« وزير آل محمّد به هلاكت رسيد و هر كس از تو بدش بيايد بدان سرنوشت دچار شود . سلامت گاه از دست مىرود ، ولى شادمانى تو به ناخوشى سزاوارتر است » .
وزارت ابو سلمه بدين نحو به پايان رسيد . در اين كه پس از ابو سلمه چه كسى وزارت سفّاح را عهدهدار شد اختلاف است . بعضى گفتهاند ابو الجهم ، و بعضى گفتهاند عبد الرّحمان وزارت را به عهده گرفت . امّا ابو الجهم مدّتى براى سفّاح وزارت كرد و چون خلافت به منصور رسيد وى از ابو الجهم چيزهايى در دل داشت كه باعث شد او را به وسيله سويق بادام مسموم كند ، چون ابو الجهم در خود احساس سمّ كرد از مجلس منصور به عزم رفتن برخاست ، منصور به دو گفت كجا مىروى ؟ ابو الجهم گفت : اى امير المؤمنين آن جا كه مرا فرستادى ! صولى گويد : سفّاح پس از ابو سلمه خالد بن برمك را به سمت وزارت برگزيد .