چون سليمان درگذشت شخصى كه دربارهء خلافت عمر بن عبد العزيز به سليمان اشارت كرده بود مرگ او را از خانوادهاش پنهان نمود ، و سپس ايشان را گرد آورد و به آنان گفت : شما بار ديگر بيعت كنيد ، ايشان نيز بيعت كردند ، چون آن شخص كار را استوار ديد خبر مرگ سليمان را به خانوادهاش داد . عمر بن عبد العزيز از نيكان خلفا و مردى دانشمند و زاهد و عابد و پرهيزگار و با ورع بود : روشى رضايتبخش در پيش گرفت ، و با خوشنامى درگذشت . هم او بود كه از سبّ و دشنام به امير المؤمنين على ( ع ) كه بنى اميّه آن را در منابر رسم كرده بودند جلوگيرى نمود .
عمر بن عبد العزيز گويد : پدرم عبد العزيز بن مروان در خطبههاى خود پياپى و شمرده سخن مىراند ، چون به نام امير المؤمنين على ( ع ) مىرسيد يكباره درمىماند ، عمر بن عبد العزيز گويد : من اين مطلب را با پدرم در ميان نهادم ، پدرم گفت : اى فرزند آيا تو به اين مطلب پى بردهاى ؟ گفتم : آرى ، گفت : اى فرزند بدانكه اگر آنچه را ما از على بن ابى طالب ( ع ) مىدانيم مردم نيز بدانند يكباره از گرد ما پراكنده شده به فرزندان وى مىگرايند .
چون عمر بن عبد العزيز خود به خلافت رسيد سبّ و دشنام را از خطبهها برداشت ، و جاى آن اين آيه را قرار داد :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
[ 1 ] . بدين سبب شعرا وى را مدح كردند .
از جمله كسانى كه عمر بن عبد العزيز را به سبب قطع سبّ مدح كرد كثيّر عزّه بود كه دربارهء او گفت :
وليت فلم تشتم عليّا و لم تخف * بريّا و لم تتبع مقالة مجرم
و قلت و صدّقت الذى قلت بالذى * فعلت فاضحى راضيا كل مسلم
هامش
[ ( 1 - ) ] سورهء نحل ، آيه 90 .