مىديد اين بيت را انشاد مىكرد :
أريد حباءه فيريد قتلى * عذيرك من خليلك من مراد
« من خير او را مىخواهم و او در صدد كشتن من است ، كيست كه از جانب اين دوست مرادى تو عذرخواهى كند » .
چون امير المؤمنين اين سخن را ابراز مىكرد و به دو مىگفتند : از چه رو وى را نمىكشى ؟ مىگفت : چگونه قاتل خود را بكشم ! و اين سخن دليل بر آن بود كه پيغمبر ( ص ) از جملهء مطالبى كه على ( ع ) را بدان آگاه كرد كشته شدنش به دست ابن ملجم بود .
نيز از جمله چيزهايى كه اين مطلب را تأييد مىكند روايت انس بن مالك [ 1 ] است كه نقل كرده است :
زمانى على ( ع ) بيمار شد و من براى عيادت وى رفتم ، ديدم ابو بكر و عمر نيز آنجا هستند ، ما ساعتى نزد على ( ع ) نشستيم تا آنكه پيغمبر ( ص ) وارد شد و به صورت على ( ع ) نگريست ، ابو بكر به پيغمبر ( ص ) گفت : يا نبى اللّه گويا على در حال مردن است ، پيغمبر ( ص ) گفت : « على اكنون نخواهد مرد ، و نمىميرد تا آنكه سخت خشمگين شود ، و مرگ او فرا نمىرسد جز با كشته شدن » .
امير المؤمنين ( ع ) پيوسته نسبت به ابن ملجم نيكى مىكرد . گويند چون ماه رمضان سال چهل هجرى فرا رسيد على ( ع ) شبى را نزد حسن ( ع ) و شبى را نزد حسين ( ع ) و شبى را نزد عبد اللّه بن جعفر طيّار ( رض ) به سر مىبرد ، و چون هنگام صرف غذا مىرسيد سه لقمه بيشتر نمىخورد و مىگفت : اين هم يك شب يا دو شب ، سرانجام فرمان خدا فرا مىرسد و درون من تهى است . عاقبت پس از چند شب به قتل رسيد .
هامش
[ ( 1 - ) ] انس بن مالك : خادم پيغمبر ( ص ) و متوفى سال 91 هجرى است . استيعاب ابن عبد البر .