تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
بود كه معاويه با پيراهن خون‌آلود عثمان بر منبر شام آويزان مىكرد تا مردم را به رقّت و اندوه آورد - سپس نائله با ترس و وحشت برگشت ، و عثمان به قتل رسيد ، و مهاجمين سر او را از تن جدا كردند ، آنگاه زنان وى گردش جمع شده شيون را سر - دادند و بر او گريستند . در اين هنگام يكى از مهاجمين گفت : ديگر برويد و او را رها كنيد ، آنان نيز جسد عثمان را رها كردند ، ولى مردى از اهل كوفه كه عمير بن ضابئ برجمى [ 1 ] نام داشت جسد عثمان را پايمال كرد ، و استخوان‌هاى پهلوى وى را در هم شكست ، سپس خانهء عثمان غارت شد ، تا جايى كه آنچه زنان در برداشتند نيز به يغما رفت ، و چون پس از چند روز عثمان را در تابوت نهادند كه براى دفن بيرون ببرند گروهى سر راه نشستند تا تابوت وى را سنگباران كنند ، ولى امير المؤمنين ( ع ) فرستاده ايشان را از آن كار بازداشت ، و جنازهء عثمان نزديك قبرستان بقيع دفن شد ، پس از چندى معاويه زمين‌هاى اطراف قبر عثمان را خريدارى كرد و آن را ضميمهء مقابر مسلمانان نمود و به مردم در زمين‌هاى مذكور اجازهء دفن داد . اين واقعه در سال سى و پنج هجرى بود . مردم روز كشته شدن عثمان را « يوم الدّار » ناميدند ، زيرا در آن روز مردم به خانهء عثمان ريخته او را در خانه‌اش به قتل رساندند .

كشته شدن امير المؤمنين على ( ع )

اين مطلب از چندين ناحيه نقل شده است كه امير المؤمنين ( ع ) پيوسته مىگفت : چه چيز مانع است كه بدبخت‌ترين مردم اين را از اين ( يعنى ريشش را از خون سرش ) رنگين كند ؟ و هر گاه امير المؤمنين على ( ع ) عبد الرحمان بن ملجم لعنه اللّه را
هامش
[ ( 1 - ) ] عمير بن ضابئ برجمى : از اشراف كوفه و از كسانى بود كه در قتل عثمان شركت داشت ، و هنگامى كه حجاج بن يوسف از طرف عبد الملك بن مروان والى كوفه شد به فرمان وى به قتل رسيد . مروج الذهب ج 3 ص 134 .