تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
اندوخته كن كه اگر پيش‌آمدى كرد ذخيره‌اى داشته باشى ، عمر وى را از خود رانده گفت : اين سخن را شيطان به دهان تو افكنده است ، خدا مرا از شرّ آن نگاه دارد ، اين مطلب براى كسانى كه پس از من مىآيند بلا و وسيلهء آزمايش است ، من براى حوادثى كه پيش مىآيد چيزى جز طاعت خدا و رسولش اندوخته نمىكنم ، طاعت خدا و رسول اندوختهء ماست كه با آن بدين جا رسيده‌ايم . سپس عمر بر آن شد كه عطاياى مردم را بر حسب سبقت ايشان در اسلام ، و يارى كردن پيغمبر ( ص ) در جنگ‌هايش قرار دهد ، ازينرو نويسندگان را به خدمت در ديوان گماشت ، و به ايشان دستور داد طبقات را مرتب و عطايا را ثبت و ضبط كنند . دبيران از وى پرسيدند ابتدا از چه كسى شروع كنيم ؟ گروهى از صحابه به عمر گوشزد كردند كه ابتدا از خود وى شروع شود . و به دو گفتند : تو امير المؤمنينى و مقدّم داشتن تو لازم است ، ولى عمر اين كار را نپسنديد و گفت : ابتدا از عباس كه عموى پيغمبر ( ص ) است شروع كنيد و سپس بنى هاشم ، آنگاه طبقه به طبقه پس از ايشان ، و آل خطّاب را همان جا قرار دهيد كه خداوند عز و جل قرار داده است . ايشان نيز گفتهء عمر را به كار بستند ، و همچنان در مدت خلافت عمر و عثمان بدين منوال عمل مىشد . ولى عمر در پايان خلافت خود به فكر افتاد كه اين روش را تغيير دهد ، و براى هر يك از افراد مسلمانان چهارهزار درهم تعيين كند ، و چنين مىگفت : هزار درهم براى نفقهء عيالش هنگامى كه به جنگ مىرود ، و هزار درهم براى تجهيزات جنگىاش ، و هزار درهم براى اين كه با خود همراه داشته باشد ، و هزار درهم آن را نيز خرج كند . ليكن عمر قبل از آنكه بدين فكر جامهء عمل بپوشاند درگذشت [ 1 ] . از جمله وقايع مشهور در اين دولت وقعهء جمل است .
هامش
[ ( 1 - ) ] مقصود از دولت خلفاى چارگانه است . مؤلف در كتاب خود تنها به نقل حوادث مشهورى كه در خلال اين دولت روى داده پرداخته است ، و از شرح حال خلفاى مذكور ( جز وفيات آنها ) به نحو جداگانه خوددارى كرده است .
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 114 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )