نظر پيغمبر ( ص ) ميان مردم تقسيم مىشد ، و اين رسم در مدت خلافت ابو بكر نيز جريان داشت .
چون سال پانزدهم هجرى در زمان خلافت عمر فرا رسيد ، وى ديد كه فتوحات پى در پى انجام شده گنجينههاى ملوك ايران به تصرفشان در آمده است ، و بارهاى طلا و نقره و جواهر نفيس و لباسهاى فاخر همچنان نصيب ايشان شده است ، در اين صورت بايد گشايشى در زندگى مسلمانان قايل شد ، و اموال را در ميان ايشان قسمت كرد ، ولى نمىدانست چه كند و چگونه آن را ضبط نمايد . در اين وقت يكى از مرزبانان ايران كه در مدينه حضور داشت حيرت عمر را در اين كار ديده به دو گفت :
اى امير المؤمنين پادشاهان ايران چيزى دارند كه آن را ديوان مىنامند ، و كليهء دخل و خرجشان بدون ذرهاى كم و كاست ، و همچنين نام صاحبان عطا به ترتيب معين بدون هيچگونه نقص و خلل در آن ثبت و ضبط مىشود ، عمر به خود آمد و به مرزبان گفت : جزئيات آن را برايم شرح ده ، مرزبان نيز ديوان را براى او وصف كرد ، چون عمر بدان آگاهى يافت ديوان را ترتيب داد ، و عطا برقرار نمود ، و براى هر يك از مسلمانان سهمى مقرر ساخت ، و براى همسران و كنيزان و نزديكان پيغمبر ( ص ) نيز سهامى تعيين كرد ، به قسمى كه همهء درآمدها مصرف مىشد ، و چيزى در بيت المال نمىماند [ 1 ] گويند روزى شخصى برخاسته گفت : اى امير المؤمنين چيزى در بيت المال
هامش
[ ( 1 - ) ] شخصى كه دربارهء ديوان به عمر اشارت كرد هرمزان مرزبان اهواز بود كه به دست قشون مسلمانان اسير شده به مدينه آورده شد ، و در آن جا اسلام اختيار كرد و سكونت گزيد . ماوردى در اين باره گويد : « هنگامى عمر لشكرى بسيج كرد ، در اين وقت هرمزان نزد وى حضور داشت و به عمر گفت : « لشكرى را كه تو بسيج نموده اين همه اموال صرف آن مىكنى اگر كسانى از رفتن سر باز زده به جاى ماندند ، فرمانده لشكر از كجا بدان آگاه مىشود ؟ در اين صورت ديوانى برقرار كن . عمر راجع به ديوان از وى پرسش كرد ، هرمزان نيز آن را برايش تفسير نمود » . احكام السلطانيهء ماوردى ص 191 .