تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
بر اين آيات و علايم ، منطق عرب و آرامش خاطر آنها ، و شكيبايى فراوانشان بر سختىها نيز اضافه شد ، و سپس در اواخر كار اختلاف كلمهء ايرانيان پس از مرگ شهريار و نشستن يزدگرد كه جوانى ناپخته بود بر تخت سلطنت پيش آمد ، و از آن پس مصيبت بزرگ و درهم شكنندهء طوفان شديد و برخاستن غبار در جنگ قادسيّه كه بينايى را از ايشان گرفت و يكباره آنان را درهم شكست روى داد ، و در آن وقعه رستم به قتل رسيد ، و سپاه وى تار و مار شد . پس بايد به اين عوامل شكست نيكو نگريست ، و دانست كه از تقدير خداوند هرگز نتوان گريخت .

لشكركشى به عراق

شرح كيفيت لشكركشى به عراق ، و ربودن فرمانروايى از چنگ ايرانيان : بايد دانست كه مرز ايران از سخت‌ترين مرزها و سرحدات براى عرب بود ، و گشودن آن براى ايشان بسيار پر اهميت و ترس‌آور به نظر مىرسيد ، ازينرو اعراب دوست نمىداشتند به گشودن آن دست بزنند ، و از پرداختن به آن به سبب عظمت پادشاهان ايران و شهرتى كه در سركوبى مردم جهان داشتند بيمناك بودند ، تا آنكه اواخر روزگار ابو بكر فرا رسيد . در اين روزها يكى از صحابه كه مثنّى بن حارثه [ 1 ] نام داشت قيام كرده مردم را به نبرد با ايرانيان برانگيخت ، و كار را در نظر ايشان آسان جلوه داد ، و آنها را بدان امر تشجيع كرد ، مردم نيز سخن وى را پذيرفتند ، و گفتار پيغمبر ( ص ) كه ايشان را به گنجينه‌هاى سلاطين ايران وعده داده بود به ياد آوردند . ولى اين كار در زمان خلافت ابو بكر انجام نشد ، تا آنكه عمر بن خطّاب به خلافت رسيد و مثنّى بن
هامش
[ ( 1 - ) ] مثنى بن حارثهء شيبانى : صحابى و از امراى شجاع و صاحب رأى بود ، و بيش از هر كس در جنگ‌هاى عراق كوشش كرد ، وى در سال چهاردهم هجرى كشته شد . استيعاب ، ابن عبد البر .