تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
[ 1 ] چون خداوند جلّ شأنه اراده كرد فرمانروايى را از ايرانيان به عرب منتقل كند چندان آيات و علايم رعب‌انگيز فرو فرستاد كه دل‌هاى مردم و فرمانروايان ايشان را از ترس پر كرد . اوّلين نشانهء اين امر لرزيدن ايوان مداين ، و فرو ريختن كنگره‌هاى آن بود ، و اين در همان وقت بود كه ميلاد پيغمبر ( ص ) به وقوع پيوست . ديگر خاموش شدن آتشكدهء فارس بود كه تا هزار سال پيش از آن هرگز خاموش نشده بود ، و اين در عهد انوشيروان عادل بود . چون انوشيروان خاموشى آتشكدهء فارس و شكاف برداشتن ايوان را مشاهده كرد در اندوه فرو رفت ، آنگاه تاج بر سر نهاد و بر كرسى نشست ، و وزراى خود را طلبيد ، و با ايشان در اين باره به مشاورت پرداخت ، در اين هنگام مؤبدان برخاسته خوابى را كه ديده بود نقل كرد و گفت : خداوند پادشاه را سلامت بدارد ، در خواب ديدم شترانى لاغر چندين اسب تازى را پى خود مىكشيدند ، و از دجله عبور كرده در بلاد اطراف آن منتشر شدند . كسرى به دو گفت : تأويل اين خواب چيست ؟ مؤبد گفت : خداوند پادشاه را سلامت بدارد ، پيش‌آمدى از جانب عرب روى خواهد - داد ، سپس داستان خواب مؤبد ميان ايرانيان منتشر شد ، و مردم آن را براى يك ديگر نقل مىكردند ، و رفته رفته ترس در دل‌هاى ايشان رخنه مىكرد ، و هيبت عرب در نفوس آنها جاى مىگرفت . از آن پس مانند اين گونه آيات و علايم رعب‌انگيز - و يأس‌آور تا آخر كار پى در پى به وقوع مىپيوست . چنان كه رستم هنگامى كه براى جنگ با سعد بن ابى وقّاص حركت كرد ، در خواب ديد فرشته‌اى از آسمان فرود آمد ، و كمان‌هاى ايرانيان را گرفته مهر كرد و آن را به آسمان برد .
هامش
[ ( 1 - ) ] سورهء آل عمران ، آيهء 26 .