محاربه بين الجانبين از غره صفر تا دهم ربيع الاول كه چهل روز باشد ممتد شده و وقايع هر روزى را مبين كرده در روضة الصفا از تاريخ ابو حنيفه دينورى منقولست كه در ماه ربيع الاول و ربيع الثانى و جمادى الاولى ميان شاه اوليا و معاوية بن ابى سفيان رسل و رسايل متعاقب و متواتر بود و بهيچوجه صورت مصالحه روى ننمود و در آن سه ماه هشتاد و پنج نوبت طبقات هردو لشكر بعزم رزم صفآراى گشتند و هر كرت زهاد انام و حفاظ كلام پاى در ميدان مصالحه نهاده بزلال موعظت نايرهء قتال را تسكين دادند و از غره جمادى الاخرى تا ظهور هلال رجب هر روز بين الجانبين آتش جدال اشتعال داشت و از اول رجب تا آخر محرم هيچكس از فريقين قدم در وادى جنگ و شين ننهاد و باز روز نخست صفر محاربه دست داد و بعقيدهء صاحب گزيده در آن محاربه بيست و پنج هزار نفر از سپاه امير المؤمنين حيدر كشته گشتند و از آن جمله بيست و پنج كس از اهل بدر بودند و از لشكر معاويه چهل و پنج هزار كس بقتل رسيدند و در ترجمه مستقصى مذكور است كه در صفين از صف امير نجف چهل هزار مرد شهيد شدند و از تبع معاويه هشتاد هزار و در تاريخ امام يافعى مزبور است كه ( قتل بين الفريقين على ما نقلوا ستون الفاو روى عن ابن سيرين انهم سبعون الفاو العلم عند اللّه تعالى )
گفتار در بيان شمهاى از محاربات صفين و ذكر بعضى از مشاهير قتيلان طرفين
مورخ كه تاريخ عالم نهاد * * ز اخبار صفين چنين كرد ياد *
كه چون گشت نوميد جيش عراق * * ز ارشاد ارباب ظلم و شقاق *
صباحى كه خورشيد عالى مكان * * برافراخت اعلام نصرت نشان *
علم كرد تيغ ظفر انتقام * * برزم سپاه سيه روز شام *
امير نجف شاه ملك عرب * * على قريشى بنام و نسب *
ببست از نطاق كرامت كمر * * بياراست از تاج تأييد سر *
برافراخت رايات دشمنشكن * * ز درع توكل بپوشيد تن *
سپر كرد از حفظ پروردگار * * بزد دست در قبضهء ذو الفقار *
درآورد پاى ظفر در ركاب * * برآمد بشبديز گردون شتاب *
پى نصرتش جمله جيش عراق * * كه بودند عارى ز عيب و نفاق *
بصحراى صفين كشيدند صف * * گرفته همه گرز و خنجر به كف
و از آنجانب معاويه تيغ بيشرمى برميان بسته و زره بىآزرمى پوشيده و سپر وقاحت بر دوش افكنده و سنان قباحت بر دست گرفته بر مركب خذلان و عناد سوار گشت و ساير اهل بغى و ظلام بمتابعتش مسلح و مكمل شده و مهم از حد مدارا و مواسا درگذشت و از هردو طرف شيران بيشهء وغا و نهنگان درياى هيجا نظم
درفش درخشان برافراختند * * از آن پس بميدان كين تاختند *
سنان تيز كردند بهر مصاف * * كشيدند تيغ جدال از غلاف *
صهيل ستوران برآمد بلند * * تزلزل در اركان عالم فكند
در روضة الصفا مسطور است كه چون در آن روز فرقهء ناجيه و فئه ياغيه در سايهء اعلام خويش قرار گرفتند از سپاه ظفر مآب شخصى موسوم بحجل بن اثال قدم در ميدان قتال