تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
مردم را جهت آب معروض گردانيدند و گفتند كه اگر از موقف خلافت رخصت يابيم همين لحظه بضرب تيغ آبدار دمار از مخالفان خاكسار برآورده صحراى صفين را از خون ايشان نمونهء جيحون گردانيم و شاه ولايت‌پناه اجازت فرموده مالك و اشعث با زياده از ده هزار مرد جرار مانند بحر در خروش آمدند و بسان ماهى جوشن پوش گشته از برق و باد سرعت سير استعاره كردند و روى بابو الاعور نهاده بر كنار آب آتش قتال را التهاب دادند و خاكساران شام طريقه انهزام پيش‌گرفته سپاه نصرت مآب در غايت فراغت كنار آب را مضرب خيام سعادت انجام ساختند و معاويه در لجهء اضطراب افتاده عمرو عاص زبان بملامتش بگشاد و گفت امروز اگر على با تو همان معامله پيش گيرد كه تو ديروز با او پيش گرفتى پيداست كه حال بكجا منجر شود معاويه گفت اكنون بگوى كه ظن غالب تو دربارهء على بن ابيطالب چيست عمرو جواب داد كه شاه ولايت مآب هرگز آب روى مروت نريزد و مانند تو از برگرفتن آب هيچكس را منع نفرمايد معاويه در غايت ندامت و نهايت خجالت دوازده كس از اركان دولت خويش را مثل ضحاك بن قيس و بسر بن ارطاة و مقاتل بن زيد و حوشب بن ذى ظليم و داود بكرى نزد آن مهر سپهر دين‌پرورى فرستاد تا از آن حضرت التماس نمايند كه در باب تصرف آب مضايقه نفرمايد و امير المؤمنين على با رؤساء شام ملاقات فرموده و بر مضمون رسالت ايشان مطلع گشته زبان فصاحت بيان باداء ثناء الهى و درود حضرت رسالت‌پناهى بگشاد و آنجماعت را نصيحت نموده شمه‌اى از مفاخر خويش و مآثر حمزه و جعفر مبين گردانيد و فرمود كه با معاويه بگوئيد كه ما كسى را از برگرفتن آب مانع نخواهيم شد خاطر از اين ممر پريشان ندارد و مقاتل بن زيد و داود بكرى از رشحات سحاب موعظت آنحضرت فيضى تمام يافته دست در دامان توبه و انابت زدند و در خدمتش توقف نمودند و ساير شاميان بازگشته خبر عدم مضايقه آب را بابن ابى سفيان رسانيدند بثبوت پيوسته كه بعد از واقعهء مذكوره چند كرت جهت الزام حجت شاه ولايت منقبت رسل و رسايل نزد معاويه فرستاده او را بجادهء قويم و صراط مستقيم دلالت و هدايت نمود و بدستور پيشتر معاويه بر شارع مخالفت و عصيان ثابت قدم بوده اصلا متابعت آن حضرت را قبول نفرمود و چون فايدهء بر بيم و اميد و تهديد و نويد مترتب نشد امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه بتعبيه سپاه نصرت‌پناه پرداخته بروايتى اتباع خود را بهفت قسم منقسم ساخت و بر هر قسمى شخصى امير گردانيد و اسامى امراء سبعه اينست مالك اشتر حجر بن عدى الكندى بن الربعى اليربوعى خالد بن معمر الدوسى زياد بن النصر سعيد بن قيس الهمدانى قيس بن سعد بن عباده و در آن لشكر ظفر اثر عمار بن ياسر بر جميع سواران سرور بود و عبد اللّه بن بديل بن ورقاء بر تمام پيادگان مهتر و ضبط ميمنه تعلق باشعث بن قيس كندى داشت و رياست ميسره مفوض بعبد اللّه بن عباس بود رضى اللّه عنهما و لواء شاه اولياء را هاشم بن عتبة بن ابى وقاص محافظت مينمود و برين قياس معاويه نيز جنود شقاوت ورود را هفت بخش كرد و بر هر بخشى كسى را امير ساخت و نامهاء امراء او اينست عبد الرحمن