فرستاده كوفيان روزى چند در خدمت معاويه بسر بردند و زبان طعن بر وى نيز دراز كردند و معاويه بموجب فرمانى كه از دار الخلافه صدور يافت اشراف كوفه را بحمص روان ساخت و سردار آن ديار عبد الرحمن بن خالد بن الوليد با كوفيان در كمال بىالتفاتى سلوك نموده مدت يك ماه ايشان را بار نداد و بعد از آنكه رخصت ملاقات ارزانى داشت اجازت جلوس نفرمود و اصلا با ايشان سخن نكرد و روزى چند مالك و رفقاء در غايت بىاعتبارى در آن بلده بسر بردند و در سنهء اربع و ثلثين كه امير المؤمنين عثمان سعيد بن العاص را جهت مشورتى بمدينه طلبيده بود ببهانهاى تمسك جسته از عبد الرحمن اجازت مراجعت حاصل نمودند و بكوفه خراميده اكثر كلانتران آن خطه را در مخالفت سعيد با خود موافق گردانيدند و چون سعيد از مدينه بازگشته نزديك بكوفه رسيد مالك با فوجى از سپاه او را استقبال نموده گفت بازگرد كه مردم اينجائى ترا بامارت قبول ندارند سعيد گفت احتياج به اين همه شورش و غوغا نبود قاصدى جهت اعلام اين حال بمدينه مىبايست فرستاد تا ديگرى بامارت تعيين يابد و چون سعيد بناكام عنان مراجعت انعطاف داد مالك چند گام پيش نهاد و گفت بعرض عثمان رسان كه ابو موسى را بحكومت كوفه نامزد نمايد تا خلايق بقدم فرمانبرى پيش آيند و سعيد بعد از وصول بمدينه كيفيت التماس كوفيانرا با امير المؤمنين عثمان در ميان نهاده ابو موسى بايالت آن ناحيه سرافراز گشت و كوفيان او را استقبال نموده شرايط انقياد و اطاعت مرعى داشتند و همدرين سال ابو طلحه زيد بن سهل الانصارى كه رسول حضرت بارى در شأن او امر فرموده بود كه ( صوت ابو طلحة فى الجيش خير من فئة ) در مدينه از عالم انتقال نمود و همدرين سال عبادة بن الصامت كه در سلك نقباء انصار انتظام داشت در رمله يا قدس رايت عزيمت بجانب عالم آخرت برافراشت و در همين سال مسطح بن اثاثه مطلبى كه از اهل بدر و پسر خالهء ابو بكر صديق رضى اللّه عنه بود از جهانگذران نقل فرمود
ذكر پديد آمدن مذهب رجعت و قائل شدن جمعى كثير بدان بدعت و بيان رنجش مردم از افعال خليفهء سيوم
راويان اخبار خلفاء نامدار مرقوم قلم اخبار گردانيدهاند كه ابن السودا كه بعبد اللّه بن سباء اشتهار دارد و در سلك علماء يهود منتظم بود در زمان خلافت عثمان رضى اللّه عنه اظهار شعار اسلام نمود و از آن جناب رنجيده خاطر بمصر شتافته در سنهء خمس و ثلثين در آن ديار باشتعال نيران اضلال اشتغال كرد و با بعضى از مصريان گفت كه مرا عجب مىآيد از جمعى كه تصديق رجعت عيسى به دنيا مىكنند و تجويز بازگشتن خاتم الانبيا نمىنمايند و اين آيهء كريمه را كه
( إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ )
شاهد مدعاء باطل خود گردانيده طايفهاى از مصريان اين عقيدهء فاسد را از وى فرا گرفتند و چون ابن السبا امير المؤمنين عثمان را معتقد نبود ايضا خاطر نشان اهالى مصر نمود كه در ازمنه