تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
هفتاد و پنج سال گفته‌اند و در همين سال ابو عبد الرحمن عبد اللّه بن مسعود از عالم انتقال نمود و هو عبد اللّه بن مسعود بن غافل بن شمخ بن فأر الهذلى و از جملهء سباق اسلام و علماء اصحاب بود چنانچه امام يافعى روايت كرده كه نوبتى حضرت رسالت صلى اللّه عليه و سلم چهار نفر از صحابه را نام برده فرمود كه قرآنرا از اين چهار كس فراگيريد يكى از آن جمله عبد اللّه بن مسعود رضى اللّه عنه بود در تصحيح المصابيح مسطور است كه ( و هو احد ائمة القراء و خفاضه و له قضاء الكوفه و بيت مالها لعمر ثم لعثمان ثم رجع الى المدينة فمات بها ) مدفنش گورستان بقيع است و مدت حياتش را زياده بر شصت سال گفته‌اند و همدرين سال ابو الدردا عويم الانصارى الخزرجى فوت شد نام پدرش عامر است يا عبد اللّه و قيل قيس و قيل زيد و ابو الدرداء از جملهء فقهاء صحابه بود و در دمشق در وقتى كه بمنصب قضا اشتغال داشت از عالم انتقال نمود و فوت عبد اللّه بن زيد الانصارى الخزرجى نيز درين سال بوقوع انجاميد و كلمات اذان را بروجهى كه متعارفست او در خواب ديده بود وفاتش در مدينه روى نمود و مدت حياتش شصت و چهار سال بود و در سنهء ثلث و ثلثين مقداد بن الاسود پهلو بر بستر ناتوانى نهاده عالم را بدرود كرد و هو مقداد بن عمرو بن ثعلبة الكندى و چون مقداد رضى اللّه عنه هنوز در سن طفوليت بود كه پدرش عمرو وفات يافت و اسود بن عبد بغوث الزهرى والده او را بحبالهء نكاح درآورده مقداد را تربيت كرد پس بوى منسوب شد و مقداد رضى اللّه عنه در سلك اعاظم اهل بدر و اكابر اصحاب رسول عالى قدر انتظام داشت و يكى از بنات عمات سيد كاينات در عقد او بسر ميبرد رحمة اللّه عليه رحمة واسعة

ذكر ارتفاع غبار نزاع ميان سعيد بن العاص و اشراف كوفه و سرافراز شدن ابو موسى اشعرى بحكومت آن بلدهء شريفه

طايفه‌اى از واقفان اخبار آورده‌اند كه وليد بن عقبه اگرچه بارتكاب شراب اشتغال مينمود و از ساير مناهى و ملاهى احراز و اجتناب ميفرمود اما در وقتى كه حاكم كوفه بود با اشراف و اعيان آن بلده بىتكلف طريق اختلاط و انبسات مسكوك ميداشت و مهمات ايشانرا بكفايت اقتران داده و بعضى از جرايم و آثام كوفيان را نابوده مىانگاشت و چون سعيد بن العاص به آن منصب اختصاص يافته بكوفه شتافت فرمود كه منبر وليد را ميبايد شست تا از لوث وجود او پاك شود و فرمان‌بران بدانموجب عمل نموده سعيد دربانى تعيين كرد و نسبت باكابر آن ولايت ابواب مخالطت مسدود گردانيده شرط تعظيم بجاى نياورد بنابراين بزرگان آن سرزمين مانند مالك بن حارث النخعى المشتهر باشتر و صعصعة بن صوحان العبدى و برادرش زيد و ثابت بن قيس و كميل بن زياد و غيرهم زبان عيب و طعن بر سعيد گشاده در حق امير المؤمنين عثمان نيز سخنان گفتند و سعيد در اين باب رقعه‌اى بخليفه نوشته حكم باخراج ايشان صادر شد و حاكم كوفه حسب الاشاره آن فرقه را بشام