تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
ديگر آن ناحيه را داخل حوزهء ايمان ساخت و در اين سال يعنى سنهء اربع و عشرين مرض رعاف بر اهالى مدينه مكرمه بمثابه‌اى مستولى شد كه آن سال را سنة الرعاف نام نهادند و در همين سال سراقة بن مالك بن جعشم بن مالك المدلجى وفات يافت و در سنهء خمس و عشرين از هجرت سيد المرسلين ارباب اسكندريه بنقض عهد مسلمين جسارت نموده فتح آن ديار بسعى عمرو بن العاص اتفاق افتاد و همدرين سال اهالى آذربايجان در مقام تمرد و عصيان آمده وليد بن عقبه از كوفه بموجب فرمودهء امير المؤمنين عثمان لشكر بدانجانب كشيد و ميان وليد و متمردان مهم به صلح انجاميد و درين سال معاويه حبيب بن مسلمة الفهرى را با فوجى از سپاه شام بغزو روم فرستاد و وليد بن عقبه سلمان بن ربيعه باهلى را بموجب فرمان امير المؤمنين عثمان جهت استمداد حبيب بدانجانب روان گردانيد و حبيب قبل از آنكه سلمان به دو پيوندد با مرزبان كه از جملهء سرداران سپاه روم بود و با هشتاد هزار مرد جرار قصد او داشت در نواحى سميساط محاربه نموده بظفر و نصرت اختصاص يافت و غنايم فراوان گرفت روز ديگر سلمان به دو پيوست و از آن غنيمت چيزى طمع كرد و حبيب از قبول اين امر ابا نموده بين الجانبين مهم بجنگ و جدال انجاميد و اين اول نزاعى بود كه در اسلام ميان كوفيان و شاميان حادث گشت و در آن مصاف سلمان را غلبه دست داده حبيب بن مسلمة طالب مصالحه شد و بعد از قيل و قال مهم بر آن قرار يافت كه كيفيت حال را بدار الخلافه عرض دارند و هيچ‌يك از فريقين از فرمان خليفه در نگذرند و چون عرض داشت ايشان به نظر امير المؤمنين عثمان رسيد حكم فرمود كه حبيب از آن غنايم حصه‌اى بسلمان و كوفيان تسليم نمايد آنگاه حبيب در حدود روم توقف نموده سلمان روى بسوى ارمنيه نهاد در تاريخ احمد بن اعثم كوفى مسطور است كه بواسطهء تواتر اخبار كمال اقتدار امت سيد ابرار صلى اللّه عليه و على آله الاطهار كه بمسامع اهالى بلاد ارمنيه رسيده بود خوفى عظيم بر ضماير ايشان مستولى گرديده لاجرم سلمان بر هر شهر و قصبه‌اى كه عبور مينمود ابواب فتح و نصرت بر روى روزگارش برگشود و سلمان بعد از فراغ خاطر از مهمات آن ولايات عازم شروان گشته از آب كر بگذشت و با ملك آن ملك صلح كرده روى بجانب دربند نهاد و خاقان كه در آن اوان در شهر باب بود از توجه سلمان و سپاه مسلمانان خبر يافته باوجود آنكه سيصد هزار كس همراه داشت هراس بيقياس بخاطر راه داده رايت هزيمة برافراشت و اين حركت بر خاطر سرداران دشت خزر گران آمده به دو گفتند كه جنود تو سيصد هزار است و عدد جيوش عرب زياده از ده هزار نيست بچه سبب از مقاتله ايشان اجتناب مينمائى و باديهء هزيمت مىپيمائى جواب داد كه مرا چنان معلوم شده كه لشكر اعراب از آسمان نازل گشته‌اند و تيغ و تير بر بدن ايشان تأثير نمى نمايد آنگاه بتعجيل هرچه تمامتر عنان بكران بصوب فرار انعطاف داد و سلمان او را تعاقب نموده تا شهر بلنجر در هيچ مقر آرام نگرفت و در بعضى از مرغزارهاى آن ولايت كه در غايت نزاهت بود روزى چند رحل اقامت انداخته بجمع آوردن اموال كفار پرداخت
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 499 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )