تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
هجرت پيغمبر آخر الزمان مثنى بن حارثه كه از اعيان بنى شيبان بود بنابر حب مسلمانى بمدينه شتافته زبان بكلمهء توحيد جارى گردانيد و بعرض امير المؤمنين ابى بكر رسانيد كه قوت و جمعيت ملوك عجم بضعف و پريشانى سمت تبديل گرفته و دولت اقبال آن طايفه بنكبت و ادبار صفت تغير پذيرفته اميد آنكه مرا شرف اجازت ارزانى دارى تا باتفاق مردم كارى لشگر بحدود كوفه و سواد عراق برم و در آن ديار دست بتاراج اموال كفار برآورم و صديق رضى اللّه عنه او را رخصت داده مثنى بر آن موجب بتقديم رسانيد و بسيارى از مراعى و مواشى فارسيان را عرصه نهب و غارت گردانيد و عجميان در صدد منع آمده به اجتماع سپاه و ارسال مردم رزم‌خواه اقدام نمودند و چون اين خبر بمدينه رسيد امير المؤمنين ابى بكر باستصواب جماهير مهاجر و مشاهير انصار زمام سردارى سپاه عراق و مقاتله اهل كفر و شقاق را در قبضهء اقتدار خالد بن الوليد نهاده نامهء بوى نوشت كه از يمامه روى بدان صوب آورد و در اعلاء اعلام اسلام مساعى جميله مبذول دارد خالد رضى اللّه عنه با قرب ده هزار سوار نامدار بسواد عراق درآمده مثنى به دو پيوست و در آن اوقات حكومت سواد متعلق بابن صلوبا و ايالت حيره مفوض به قبيصة بن ذويب الطائى بود و ميان آن‌دو سردار و مسلمانان مهم بمصالحه انجاميده خالد جزيه بر ايشان مقرر ساخت و اين اول جزيه بود كه در عراق وضع نمودند و خالد و مثنى بعد از فراغ از مهم حيره با هيجده هزار مرد خيره بجانب ايله شتافتند و هرمز كه از قبل كسرى حاكم آن سرزمين بود بقدم مقابله و مقاتله پيش‌آمده حربى اتفاق افتاد كه از مهابت آن بهرام جنگ‌جوى عنان تمالك و تماسك از دست داد و هرمز در آن معركه بضرب تيغ خالد كشته گشته نصرت نصيب اهل اسلام شد و مقارن آن فتح قارن كه امير اهواز بود و با سپاه صف‌شكن بمدد هرمز مىآمد نزديك معسكر مسلمانان رسيد و خالد رضى اللّه عنه او را استقبال نموده و باشتعال آتش قتال پرداخته نوبت ديگر نسيم فتح و نصرت بر پرچم علم ارباب توحيد وزيد و قارن در پنجه تقدير اسير شده قرب سى هزار كفار خاكسار به زخم شمشير آبدار و نوك نيزهء ثعبان كردار از پاى در افتادند و بسيارى از ايشان بقيد اسارت گرفتار گشتند و از جمله اسيران يكى پدر حسن بصرى بود كه ملت نصرانيه داشت در مقصد اقصى مذكور است كه بعد از اين واقعه كسرى شخصى را موسوم بود بهزار مرد با جمعى كثير از دليران ميدان نبرد بجنگ خالد رضى اللّه عنه فرستاد و مدت مقابله و مقاتله بيست روز امتداد يافته در روز آخر هزار مرد بر دست خالد با هزار سالها برابر شده كفار بگريختند آنگاه جاثان نامى با سى هزار مرد خنجرگذار بمحاربه خالد مبادرت نموده مهم او نيز مثل ساير عجميان بفيصل انجاميد و خالد درين محاربات غنايم موفور و اموال نامحصور گرفته خمس آن را بمدينه فرستاد و تتمه را بر لشگريان تقسيم فرمود و هم در آن سال بعنايت ملك متعال انبار و عين التمرو دومة الجندل نيز باهتمام خالد بن الوليد و مثنى بن حارثه شيبانى و ساير حاميان حوزهء مسلمانى مفتوح گشت و رفعت ماهچهء اعلام اسلام از فرق فرقدين درگذشت
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 457 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )