تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
بر ايشان نيز ظفر يافتند و سالما غانما عنان مراجعت به طرف مدينه تافتند به صحت پيوسته كه پس از انتقال رسول حضرت ذو الجلال از دار ملال قبايلى كه در حضرموت و صنعاء يمن اقامت داشتند مانند ساير اعراب شقاوت انتساب از شريعت حضرت رسالت مآب اجتناب نموده رايات فتنه و فساد مرتفع ساختند و زياد ابن لبيد انصارى كه والى حضرموت بود فرار كرده خبر ارتداد ايشانرا بابو بكر صديق رضى اللّه عنه رسانيد و صديق اكبر زياد را بر چهار هزار مرد جرار سرورى داده بدانجانب بازگردانيد و زياد بعد از وصول بدان ديار با كفار آغاز كارزار نموده مدتى مديد بين الجانبين نايرهء جنگ و شين اشتعال داشت آخر الامر عكرمة بن ابى جهل و مهاجر بن ابى اميه بموجب اشارت امير المؤمنين ابى بكر به او پيوسته دود از دودمان اهل ارتداد برآوردند و اشعث بن قيس كندى را كه از جملهء رؤساء آن قبايل بود در قلعه‌اى از قلاع يمن محصور گردانيدند و زمان محاصره امتداد يافته اشعث طالب مصالحه گشت و بعد از آمدوشد سفير مهم بر آن قرار يافت كه مسلمانان ده كس معين از اهل قلعه را امان داده تتمهء مردم بىايمان را عرصهء تيغ فنا گردانند و چون اشعث در قلعه بازگشاد زياد او را نيز گرفته خواست كه بقتل رساند زيرا كه از مردم حصار زياده از ده كس را امان نداده بودند و اشعث بر سبيل سهو خود را داخل آن ده نفر نگردانيده بود اشعث از مشاهده آن حال متحير گشته گفت چگونه جايز توان داشت كه من از براى ديگران امان بستانم و خود را در معرض قتل رسانم امان من بدلالت عقل مقرر است و در اين باب قيل و قال بوقوع پيوست بالاخره چنان قرار گرفت كه اشعث را زنده بدار الخلافة فرستند تا بدانچه راى امير المؤمنين ابى بكر اقتضا نمايد دربارهء او حكم فرمايد آنگاه زياد قريب هفتصد نفر از مرتدان قلعه را گردن زده اشعث را با جمعى مقيد و ملول بمدينه ارسال داشت و چون اشعث بمجلس صديق رضى اللّه عنه در آمد اظهار اسلام نموده زبان اعتذار و استغفار بگشاد و فاروق اعظم كه يكى از حضار آن مجلس بود روى بامير المؤمنين ابى بكر آورد گفت يا خليفه رسول اللّه قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم من بدل دينه فاقتلوه لاجرم سزاوار آنست كه اشارت فرمائى تا غبار فتنه و فساد اشعث را بتحريك شمشير آبدار فرونشانند و اهل اسلامرا از ظلم و بيداد او برهانند و اشعث ديگر بتضرع و زارى امان طلبيده خواهر امير المؤمنين ابى بكر رضى اللّه عنه را خواستگارى نمود و آن جناب از سر گناهان او درگذشت و جرايم او را نابود انگاشته خواهر خود ام فروه را با او در سلك ازدواج كشيد و به اين جهت اشعث بار ديگر سردار قبيلهء كنده شده بغايت معتبر گرديد و او را از ام فروه سه پسر و دخترى در وجود آمد اسامى پسران اينست محمد اسماعيل و اسحق و دختره جعده نام داشت

گفتار در بيان اسلام مثنى بن حارثه الشيبانى و رفتن خالد بن وليد بجانب عراق جهت تمهيد مبانى مسلمانى

حاويان فضايل نفسانى و راويان وقايع انسانى آورده‌اند كه در سال دوازدهم از