تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
طلوع نمود مؤذنى را فرمودند كه باداء اذان قيام نمايد و مؤذن پس از ( اشهد ان محمدا رسول اللّه ) گفت و ان عيهلة كذاب و متابعان اسود از شنيدن آن كلمه در خروش آمده فيروز سر اسود را بجانب ايشان انداخت و آنجماعت پراكنده گشته يمنيان از شر ايشان نجات يافتند گويند مدت استيلاء اسود بر يمن سه ماه بيش نبوده و قتل او قبل از وفات سيد كاينات عليه افضل الصلواة بيك روز بوقوع انجاميد و آنحضرت را اين صورت بوحى معلوم شده اصحاب را خبردار گردانيد و بر زبان معجز بيان گذرانيد كه ( فاز فيروز ) و بروايتى آنكه بعد از انتقال پيغمبر آخر الزمان برياض رضوان ابو بكر صديق رضى اللّه عنه لشگرى بامداد امراى يمن ارسال داشته ايشانرا بمقاتلهء اسود مأمور ساخت و ميان اهل اسلام و اصحاب ظلام محاربه بوقوع انجاميد نسيم فتح و فيروزى بر پرچم علم امت سيد عالم صلى اللّه عليه و سلم وزيد اسود بر دست فيروز مقتول گرديد ( انه حميد مجيد )

ذكر ارتداد قبايل عرب از ملت محمدى و بيان محاربهء خالد بن الوليد با طليحه اسدى

جمهور ارباب اخيار اخبار نموده‌اند كه چون واقعهء انتقال سيد مختار صلى الله و آله الاخيار در اطراف بلاد و ديار انتشار يافت اكثر قبايل عرب قدم در وادى ارتداد نهاده فرقه‌اى اداى زكات را مكروه داشتند و طايفه‌اى تن آسانى اختيار كرده صوم و صلوة را بگذاشتند و مهم طليحة بن خويلد اسدى و مسيلمهء كذاب كه دعوى نبوت ميكردند قوت يافته جمعى كثير در ظل رايت نكبت سرايت ايشان مجتمع گشتند و طليحه در زمان حيات سيد كاينات عليه روايح الصلواة و فوايح التسليمات بمدينهء طيبه شتافته شرف صحبت آنحضرت را در يافت و ايمان آورده بقبيلهء خود بازگشته آنگاه مرتد شد و آغاز دعوى نبوت كرد و مردم را از نماز و روزه معاف داشته ربا را مباح انگاشت و بنابر تسويلات شيطانى مجموع بنى اسد ترك مسلمانى داده برسالت وى اقرار نمودند و عيينة بن حصن فزارى و عمرو بن معديكرب زبيدى با اقوام خويش به دو پيوستند و ابو بكر صديق رضى اللّه عنه در اوايل سال دوازدهم از هجرت خالد بن الوليد را با سه هزار مرد شمشيرزن بقتال ارباب ردت نامزد كرده خالد نخست متوجه طليحه شد و طليحه در آن‌وقت بنواحى آبى از ميان بنى اسد كه آن را بزاخه مىگفتند فرود آمده بود و خالد رضى اللّه عنه بعد از آنكه بمعسكر او نزديك رسيد عكاشة بن محصن اسدى و ثابت بن ارقم را كه از كبار صحابه بودند بتجسس احوال مخالفان فرستاد و ايشان در اثناء راه بطليحه و برادرش سلمه كه جهت استخبار متوجه بودند دوچار خورده شهادت يافتند و روز ديگر خالد بن الوليد بطليحه رسيده نايرهء قتال مشتعل گرديد و طليحه كسائى بر سر انداخته در گوشه‌اى بنشسته بمردم گفت كه محل نزول وحى است و عيينة بن حصين فزارى در اثناء جنگ چند نوبت نزد طليحه رفته