تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
طلا بود به ثبوت پيوسته كه جميع اولاد حضرت خير العباد از خديجه رضى اللّه عنها تولد نمودند مگر ابراهيم كه از ماريهء قبطيه در وجود آمد و تا خديجهء كبرى رضى اللّه عنها در حيات بود خلاصهء موجودات عليه افضل الصلاة بنابر ملاحظه خاطر شريفش بمناكحت عورت ديگر ميل ننمود مناقب و مفاخر خديجه بسيار است و فضايل و كمالات او بيشمار و او اول كسى است كه به نبوت سيد ابرار ايمان آورد و جميع اموال و جهات خود را در رضاى او صرف كرد و از امير المؤمنين على منقولست كه رسول صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه ( خير نساء الامم السالفه مريم و خير نساء هذه الامة خديجه ) يعنى بهترين نسوان امم سالفه مريم است مادر عيسى و بهترين زنان اين امت خديجه است و از ابن عباس رضى اللّه عنها مرويست كه حضرت مقدس نبوى فرمود كه افضل زنان اهل بهشت مريم بنت عمران و خديجه بنت خويلد و فاطمه بنت محمد و آسية بنت مزاحم خواهند بود و از انس بن مالك روايت كرده‌اند كه رسول صلى اللّه عليه و سلم گفت كه ( حسبك من نساء العالمين مريم بنت عمران و خديجه بنت خويلد و فاطمه بنت محمد و آسية امرأة فرعون ) و در كشف الغمه مسطور است كه ( قالت عايشة لفاطمة الا ابشرك انى سمعت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم يقول سيدة اهل الجنة اربع مريم بنت عمران و فاطمه بنت محمد و خديجه بنت خويلد و آسية بنت مزاحم امرأة فرعون ) و ايضا در كتاب مذكور مزبور است كه حضرت رسالت عليه السلام و التحية فرمود كه بهشت مشتاقست به چهار كس از نسوان مريم بنت عمران و آسيه بنت مزاحم و خديجه بنت خويلد و فاطمه بنت محمد در بسيارى از كتب معتبره مرقوم اقلام صحت اثر گشته كه روزى جبرئيل عليه السّلام نزد حضرت خير الانام صلى اللّه عليه و آله الى يوم القيام آمده گفت يا رسول اللّه اين خديجه است كه مىآيد و براى تو طبقى پر از طعام با ادام مىآرد چون به تو رسد او را از پروردگار او و از من سلام برسان و بشارت ده ويرا بخانه‌اى در بهشت از يك لؤلؤ مجوف كه در آن خانه هيچ خصومت و تعبى نبود و چون حضرت مصطفى سلام ايزد تعالى و جبرئيل را بخديجه كبرى رسانيد گفت ( ان اللّه هو السلام و منه السلام و على جبرئيل السلام و عليك يا رسول اللّه و رحمة اللّه و بركاته و على من سمع السلام الا الشيطان ) و اين كلام بلاغت نظام دلالت مىكند بر كمال فهم و فطانت خديجه رضى اللّه عنها زيرا كه بجودت ذهن دانست كه سلام را بر حق تعالى رد نميتوان كرد چنانچه بر برايا رد مىكنند و از آنجهت نگفت كه ( و على اللّه السلام ) بموجبى كه بعضى از صحابه گفتند در تشهد و ممنوع گشتند از عايشه رضى اللّه عنها روايت كرده‌اند كه گفت غيرت نبردم بر هيچ زن مثل غيرتى كه بر خديجه بردم باوجود آنكه در وقتى كه من بشرف فراش رسول مشرف گشتم وى در حيات نبود زيرا كه خاتم الانبياء او را بسيار ياد مينمود گاه بود كه گوسپندى ميكشت و آن را قطعه‌قطعه ساخته به نسوانى كه دوستان خديجه بودند مىفرستاد و من از غيرت با او ميگفتم كه گويا هيچ زن غير از خديجه نبوده و آنحضرت ميفرمود كه وى صفات خوب بسيار داشت و فرزندان مرا از وى حاصل شد و نوبتى هاله خواهر خديجه بر در خانه آمده بر سبيل استيذان دست بر در زد پس رسول
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 422 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )